رفتار شناسی ارزها


رفتارشناسی متقاضیان بخش مسکن

آمارها نشان می‌دهد که میزان معاملات در بازار مسکن در سال جاری کاهش یافته است. کارشناسان معتقدند که تقاضا در بخش مسکن دو وجه دارد، بخش واقعی و بخش سرمایه‌گذاری. حمید یاری به بررسی رفتار متقاضیان بخش مسکن طی نیم‌قرن اخیر پرداخته است.

به گزارش ملک رادار و به نقل از هفته‌نامه تجارت فردا، به نظر این کارشناس اقتصادی، در طی این پنج دهه گذشته، عوامل متعددی بر تغییر آهنگ تقاضا اثر گذاشته است و این تغییر آهنگ در ماه‌های اخیر نیز قابل مشاهده است.

از نگاه او، با توجه به ثبات بازارهای موازی و افزایش قیمت اولیه در بخش مسکن، نمی‌توان انتظار داشت که تقاضای قابل توجهی به این بازار وارد شود و امید داشته باشیم سرمایه قابل توجهی وارد این بازارها شود. در شرایط کنونی ثباتی به وجود آمده و در این ثبات ایجادشده هر کس به دنبال این است که در بازار تخصصی خود فعالیت کند.

به طور کلی یکی از سوالات مهم رفتارشناسی طرف تقاضا در بازار مسکن است، به نظر شما روند تقاضا در بازارهای مسکن طی سال‌های گذشته چگونه بوده و دچار چه تغییراتی شده است؟ این تغییرات تقاضا تا چه حد می‌تواند مختصات بازار مسکن را تغییر دهد.

پیش از بررسی وضعیت تقاضا باید به یک نکته اشاره کنم که اصولاً از ‌نظر کلان یک بازار کلان در کشور داریم، به این معنی که هر خانوار که تشکیل می‌شود، به یک واحد مسکونی نیاز دارد، در این تحلیل این موضوع را باید در نظر گرفت که بحث مالکیت یا اجاره‌نشینی را کنار بگذاریم، به این معنی که اگر در کشور ۱۰۰ مسکن وجود دارد و ۱۰۰ خانوار نیز در این مسکن‌ها زندگی می‌کنند، حال اگر خانوار به ۱۰۱ عدد افزایش یابد، بنابراین یک خانوار بیرون واحد مسکونی مانده و باید یک واحد مسکونی ساخته شود، که این خانوار در رفتار شناسی ارزها آن قرار گیرد. حال اینکه از این خانوار به چه میزان مالکیت و اجاره‌نشینی وجود دارد، موضوع این بحث نیست.

اگر نگاهی به روند تحولات تقاضا در نیم‌قرن اخیر داشته باشیم، در ابتدای دهه ۵۰ کشور با چند رویداد روبه‌رو بود، البته این روند در کشورهای دنیا نیز پس از جنگ جهانی دوم در حال وقوع بود.

با توجه به پیشرفت بهداشت در این سال‌ها و همچنین اتمام جنگ، جمعیت با رشد بی‌سابقه‌ای همراه شد که از سال ۱۹۶۰ این روند قابل مشاهده است، در نتیجه این جمعیت یک نیاز تقاضایی را برای تهیه مسکن ایجاد می‌کرد، در کشور ما از ۱۳۵۰ بحث اصلاحات اراضی و مهاجرت روستانشینان به شهرها اتفاق افتاد، که باعث رشد جمعیت شهری شد، این روند جمعیتی پس از انقلاب با توجه به تغییر نگاه سیاستگذاران برای تشویق به فرزندآوری در بین خانوارها تشدید شد.

علاوه بر این، تفکرها برای تقاضای مسکن نیز تغییر یافت، زیرا در سال‌های قبل، به طور سنتی چند خانوار در یک خانه زندگی می‌کردند، اما در این سال‌ها، بحث استقلال در مسکن ایجاد شد و در نتیجه هر خانوار به یک مسکن نیاز داشت.

این موضوع در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، در نهایت منجر به این شد که تعادل میان خانوارها و مسکن عملاً به هم بخورد و در نتیجه، کمبود تعداد واحدهای مسکونی به چشم بخورد. این روند تغییر هرم جمعیتی و میزان افزایش تولدهایی که از دهه ۵۰ آغاز شده بود، به سال‌های ۱۳۸۸ رسید.

در دوره سال‌های ۸۸ تا ۹۲ به دلایل متعدد موجودی مسکن رشد قابل توجهی داشت، یکی از این موضوعات بحث مسکن مهر بود، بحث دوم ورود انبوه‌سازها، بانک‌ها و سایر سرمایه‌گذاران به تولید مسکن بود. بنابراین تقریباً در سال‌های ۹۰ تا ۹۲ به رقم یک‌به‌یک خانوار و واحد مسکونی رسیدیم.

بنابراین فشاری که از خانوارهای جدید به بازار می‌آمد، تا حدودی برداشته شد. مضاف بر اینکه در این سال‌ها، میزان ازدواج‌ها نیز به شدت کاهش یافت. در دوره‌ای که متولدین ۵۵ تا ۶۵ داشتند، به میزان حداکثر خود رسید و پس از آن به مرور شاهد کاهش رشد تعداد خانوارهای تازه تشکیل‌شده از سال ۹۲ بودیم.

در نتیجه نیازهای بازار تقاضایی، باعث شد که پس از سال ۹۲ عمدتاً دوره‌های رکود طولانی‌مدت ایجاد شود و فشار تقاضا نیز به بازار کاهش یافت. در نتیجه نوع تقاضا در این سال‌ها تغییر کرد.

البته به نظر می‌رسد تحولات اقتصاد کلان آن سال‌ها نیز در بخش رکود مسکن تاثیر گذاشت؟

بله، علاوه بر کاهش تقاضا در این سال‌ها، رشد اقتصادی در ابتدای دهه ۹۰ نیز به شدت کاهش یافت، بنابراین از نظر میزان پس‌اندازی نیز خیلی از خانوارها دچار مشکل شدند. به بیان دیگر، در سال‌های اخیر به مدت بسیار کوتاهی دو نوسان اقتصادی پشت سر هم در دهه ۹۰ باعث شد که قدرت پس‌انداز خانوار ایرانی به شدت کاهش پیدا کند و در این شرایط یک تغییر درآمدی به نفع خانوارهای ثروتمند ایجاد شد و بخشی از درآمدهای کل خانوارها نیز به دلیل کاهش رشد اقتصادی، عملاً از بین رفت.

این موضوع باعث شد که فشار درآمدی نیز بر خانوارهای تازه تشکیل‌شده یا متقاضی بازار مسکن ایجاد شود و این فشار در سال‌های گذشته نیز ادامه داشت.

اما در تابستان ۹۶ ما شاهد بهبود تحولات در بازار مسکن و در مهر این سال، شاهد رونق نسبی در این بازار بودیم. به این دلیل که سال‌ها بازار در رکود و سطح قیمت‌های بازار مسکن در کمترین حالت بود، در نتیجه تقاضای جدید وارد بازار شد که رشدهای قابل توجهی در تقاضای شهر تهران و سایر شهرهای بزرگ داشتیم، که این موضوع با بحث تحریم‌ها و بحران‌های ارزی روبه‌رو شد.

در نتیجه نوسانات در بازارهای مختلف افزایش یافت، به نوعی نااطمینانی از افرادی که در بازار فعال بودند، به وجود آمد و بازهم بازار به سمت یک پیچیدگی حرکت کرد.

در اینجا باز هم نوع تقاضا در بازار مسکن تغییر کرد؟

اگر در این سال بخواهیم موضوع را کمی با جزئیات بیشتر بررسی کنیم، در سال ۹۶ بازار مسکن با یک رشد نسبی مناسب در معاملات همراه بود.

به بیان دیگر، بازار در حالی که رشد قیمتی نداشت، با تعداد معاملات قابل توجهی همراه بود و در نتیجه، در تابستان آن سال رکوردهای قابل توجهی در تهران ایجاد شده بود، که در سال‌های قبل از آن در تهران وجود نداشت، پس از آن نیز در مهر سال ۹۶، رشد قیمت بازار نیز آغاز شد، در دوره رکود بسیاری از سازنده‌ها تمایل به فروش با قیمت بازار داشتند، اما متقاضی وجود نداشت، چون در دو ماه پایانی سال ۹۵ و نیمه نخست سال ۹۶ به میزان معاملات کشور افزوده شده بود و این موضوع اثرات خود را در کاهش موجودی تجمعی بازار منعکس کرده بود.

از مهر سال ۹۶ شاهد افزایش قیمت سه تا پنج‌درصدی در هر ماه بودیم، که در اسفندماه این سال با رشد قابل توجه بازار ارز نیز روبه‌رو شد و این روند در سال ۹۷، در حقیقت باعث شد که رشد قیمتی در بازار مسکن نیز ادامه‌دار باشد. بنابراین از ابتدای سال ۹۶ تا اردیبهشت سال ۹۷، شاهد افزایش معاملات و رشد قیمتی بازار مسکن بودیم، اما از خرداد ۹۷ به بعد، این روند معاملات و قیمت واگرا شد، به این صورت که با افزایش قیمت‌ها، شاهد کاهش تعداد معاملات در بازار مسکن بودیم.

دو دلیل قابل توجه در این بازار وجود داشت، دلیل نخست اینکه تقاضای مصرفی در این بازار کاهش پیدا کرد و مصرف‌کننده‌ای که بتواند با اعداد جدید در بازار مسکن تهیه کند، عملاً وجود نداشت. از سوی دیگر، مصرف‌کننده نیز به دنبال این بود که در مناطق خاصی که مدنظرش قرار دارد، مسکن خود را تهیه کند و نمی‌خواست در منطقه پایین‌تر واحد مسکونی خود را تهیه کند، بنابراین از بازار خارج می‌شد و عمدتاً تحولات را رصد می‌کرد.

بنابراین در این شرایط بازار دچار یک نوع نااطمینانی و گیجی شده بود، که قدرت تصمیم‌گیری را کاهش می‌داد. از سوی دیگر، به خاطر نااطمینانی موجود، بسیاری از فروشندگان نیز از ورود به معاملات دست کشیده بودند و عملاً میزان عرضه مسکن کاهش یافته بود.

به این شکل که اگر یک متقاضی برای خرید در یک منطقه دست به کار می‌شد، عموماً با تعداد واحدهای پایینی روبه‌رو می‌شد که عمدتاً در شرایط عادی مشتری برای آن وجود نداشت. مشکلاتی از قبیل واحدهای بدون آسانسور یا پارکینگ یا واحدهایی که از نظر نور مشکل داشتند یا شرایط خاصی از لحاظ ساختار واحد وجود داشت.

در نتیجه این موضوع باعث شد که سهم عرضه نیز به مرور با یک توقف روبه‌رو شود. بنابراین اگر فردی نیاز به فروش فوری نداشت، از صف عرضه‌کنندگان خارج می‌شد، زیرا در این شرایط نااطمینانی نیز حتی در صورت فروش، نمی‌دانست که منابع خود را در کدام بازار، سرمایه‌گذاری کند.

بنابراین تقریباً از خرداد ۹۷ تاکنون ما شاهد کاهش مستمر معاملات در تهران بودیم و روند افزایشی قیمت‌ها نیز ادامه داشت. این موضوع با یک وقفه در سایر شهرها نیز مشاهده شد. در شهرهای بزرگ که بسیاری از افراد نتوانسته بودند نیاز خود را تامین کنند، تقریباً قبول کردند که در یک منطقه پایین‌تر نیاز خود را تامین کنند.

آمارها نشان می‌دهد در دو سال اخیر، رشد اقتصادی کاهش یافته است و عموماً سطح درآمدهای واقعی افت کرده است، آیا این موضوع در شرایط کنونی در تقاضای بازار مسکن اثرگذار بوده است؟

مطمئناً در ماه‌های اخیر، نوسانات اقتصادی و تحریم‌ها باعث شده که بسیاری از فعالیت‌های درآمدزا با اختلال روبه‌رو شود و این موضوع در نهایت باعث می‌شود که تقاضا برای ورود به بازار مسکن نیز کاهش یابد. حتی در سال‌های گذشته، بسیاری از افراد که دارای پس‌انداز بودند، در شرایط کنونی از این پس‌انداز برای مخارج خود، هزینه می‌کنند و این هزینه عمدتاً صرف امور جاری می‌شود.

از سوی دیگر، کارمندان نیز به شدت با کاهش درآمدها روبه‌رو بودند و ارزش واقعی پولشان با مشکل روبه‌رو بوده است. از سوی دیگر، ارزش وام‌های ارائه‌شده برای خرید مسکن با توجه به جهش‌های اخیر به شدت کاهش یافته و نمی‌توان با این میزان از تسهیلات وارد بازار مسکن شد.

بنابراین تمام تحولات در ماه‌های اخیر، به نحوی رقم خورده که قدرت متقاضیان در بازار به شدت کاهش پیدا کرده است. در نتیجه در این شرایط، متقاضی نمی‌تواند برای تهیه مسکن مدنظر خود وارد بازار شود. اما تنها افرادی که تقاضای سرمایه‌گذاری دارند و فکر می‌کنند که این بازار، باارزش است وارد خواهند شد که این روند نیز در ماه‌های آتی کم خواهد شد و بازار به سمت رکود حرکت خواهد کرد.

مشاهدات حاکی از آن است که افزایش قیمت‌ها در ماه‌های اخیر، باعث شده که میزان ساخت‌وساز در بازار افزایش یابد. آیا به نظر شما افزایش بازدهی بازار مسکن باعث نشده که دوباره ساخت‌وساز در فاز رونق قرار گیرد؟

این موضوع را باید با آمار واقعی مقایسه کرد. اگر نقشه پروانه ساختمان رشد کرده باشد، می‌توان این موضوع را تایید کرد. باید بررسی کرد که به طور تاریخی عموماً در دوره‌های رونق و رکود در دوره‌های گذشته چه اتفاقی افتاده است.

هنگامی که یک رونق در بازار مسکن ایجاد می‌شد و بازارهای دیگر در فاز ثبات قرار داشت، عموماً سازنده‌ها وارد بازار می‌شدند، اما به دلیل اینکه دوره ساخت‌وساز، زمانبر است، معمولاً ساخت‌وسازها در انتهای دوره رونق آغاز می‌شد.

عموماً این ساخت‌وسازها حدود یک یا دو سال طول می‌کشید و این در حالی بود که بازار در شرایط رکودی به سر می‌برد. در نتیجه میزان عرضه در یک سال به شدت افزایش پیدا می‌کرد و این موضوع باعث می‌شد که در نهایت دوره رکود طولانی‌تر شود.

زیرا قیمت‌ها افزایش پیدا و تقاضا افت می‌کرد، و این عرضه‌های جدید نیز به افزایش دوره رکود کمک می‌کرد، اما تفاوتی که بازار کنونی نسبت به شرایط آن زمان دارد این است که قیمت مصالح و مواد اولیه به شکل قابل توجهی که الان رشد داشته، افزایش پیدا نکرده بود.

در حال حاضر قیمت تمام‌شده بسیاری از مواد رفتار شناسی ارزها اولیه به شدت بالا رفته است و این روند در بازار مسکن اثرگذار خواهد بود. در این شرایط بسیاری از افراد بودند که منابع خود را از بازار مسکن خارج کرده و دوباره وارد این بازار نکردند.

زیرا در برخی دیگر از بازارها نقدشوندگی و سود بالاتر وجود دارد. به همین دلیل و در نبود آمار، نمی‌توان به‌طور شهودی عنوان کرد که میزان ساخت‌وسازها در بازار مسکن افزایش یافته است.

در حال حاضر بازار ارز نوسان کمتری نسبت به ماه‌های اخیر دارد و برخی معتقدند شرایط کنونی مشابه سال‌های پس از ۹۲ است، با توجه به این شرایط، آیا در شرایط کنونی سیاستگذار می‌تواند به دنبال اجرای سیاستی برای بهبود تقاضا در بازار مسکن باشد؟

بازار ارز در حال حاضر یک نرخ را به عنوان نرخ تعادلی قبول کرده و طی ماه‌های گذشته نوسانات بسیار زیادی را نمی‌توان مشاهده کرد. از سوی دیگر نیز بسیاری از فعالان در بازار خود را با این نرخ تطبیق دادند و این نرخ را به عنوان یک مبنا در معاملات خود دخیل کردند، در این شرایط سوال مهم و اساسی این است که اصولاً سیاستگذار چه راهکاری برای بازار در نظر دارد.

آیا می‌توان سیاستی را اجرایی کرد که شکاف زیاد میان تقاضا و عرضه را در بازار پوشش دهد، اگر سیاستگذار میزان وام مسکن را افزایش دهد، سوال اینجاست که یک خانوار تا چه میزان می‌تواند قسط پرداخت کند؟ طولانی کردن دوره پرداخت نیز نمی‌تواند تغییر قابل توجهی در سطح تسهیلات و اقساط ایجاد کند.

ورود دولت و شرکت‌های خصولتی نیز نمی‌تواند به طور ملموس باعث دگرگونی شود. بنابراین سیاستگذار باید به دنبال راهکار مناسب‌تری در بازار باشد.

دولت باید تمهیدات مهمی را برای مسکن بیندیشد، عرضه زمین‌های در اختیار دولت باید به شکل مطلوب صورت گیرد یا اینکه از سمت تقاضا نیز، باید اقساط به شکلی پلکانی شود که در دوره‌های نخست، افراد مبالغ کمتری را در بازار بپردازند.

به همین منظور نیز دولت باید مداخله کند، زیرا بانک‌های تخصصی و توسعه‌ای، شرایط ویژه‌ای برای کسب‌وکار ندارند تا اقساط را بدین شکل دریافت کنند. بنابراین این موضوع نیازمند یک عزم ملی است.

در حال حاضر، ثبات دیگر بازارها نظیر ارز، طلا و سایر بازارها تا چه حد باعث می‌شود که منابع به سمت بازار مسکن حرکت کند؟

به نظر نمی‌توان انتظار داشت که تقاضای قابل توجهی به این بازار وارد شود و امید داشته باشیم سرمایه قابل توجهی وارد این بازارها شود. در شرایط کنونی ثباتی به وجود آمده و در این ثبات ایجادشده هر کس به دنبال این است که در بازار تخصصی خود فعالیت کند.

بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که سرمایه‌های قابل توجهی بین بازارها جابه‌جا شود. البته این موضوع نیز به خود بازارها کمک می‌کند و هر فرد در حیطه تخصصی خود فعالیت می‌کند، در نتیجه بازار مسکن نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و شرایط به شکل ویژه‌ای تغییر نخواهد کرد.

رفتارشناسی سبک زندگی

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ارتباط با نكات بسيار مهم از نظر فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي جامعه بايد مورد توجه فرهيختگان و صاحبنظران قرار گرفته و چالش‌هاي فكري اقشار مختلف حوزوي و دانشگاهي راهكارهاي اجرايي اين نكات را توليد و عرضه كنند.

ايشان در خراسان شمالي بحث مهمي در مفهوم پيشرفت اسلامي بر اساس سبك زندگي و تمدن سازي نوين اسلامي بيان كردند و معتقدند كه ايمان و تقليد نكردن از غرب لازمه شكل گيري و تقويت فرهنگ زندگي اسلامي است.

سبك زندگي يا لايف استايل كه از اوايل قرن بيستم در غرب تولد يافت، شيوه و روش زندگي فرد در حوزه‌هاي مختلف زندگي اعم از فردي و اجتماعي است. يعني اين معنا بيشتر در خصوص انطباق زندگي فردي با تيپ‌هاي شخصيتي يا گروهي خاص به كار مي‌رود.

در نگاه غيرديني انتخاب سبك زندگي به سادگي صورت مي‌گيرد چرا كه اصالت با فرد و علاقه اوست و زيربناي سبك زندگي بر لذت و سود استوار است. اما در باورهاي انسان ساز اسلام، يك مسلمان نمي‌تواند چنين رفتاري داشته باشد بلكه بايد زندگي خود را بر اساس آموزه‌هاي ديني پي‌ريزي كند.

سبك زندگي بر تمام مسائل زيستي هر فرد مثل خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، مدل لباس، الگوي مصرف، نوع آشپزي و خوراك، تفريحات و نحوه گذران اوقات فراغت، كسب و كار، رفتار حرفه‌اي در محل كار، در دانشگاه و مدرسه، رفتار در فعاليت‌هاي سياسي، رفتار در ورزش و رفتارهاي رسانه‌اي اطلاق مي‌شود و بر نوع رفتار ما با ديگران از همسر و فرزند تا رييس و مرئوس، از پليس و كارمند دولت، رفتارهاي ما در سفر و حفظ نظافت و بهداشت، سبك رفتار با دوست و دشمن، آشنا و بيگانه همه و همه سبك زندگي ما را شكل مي‌دهد.

تغيير در سبك زندگي اسلامي – ايراني تغييري آرام و خزنده بود كه براي بازبيني و تحليل آن بايد به وقايع تاريخي پهلوي اول و دوم توجه ويژه داشته و سپس به تغيير در سبك زندگي در دهه اول و دوم انقلاب اسلامي توجه كرده، ابعاد ساده‌زيستي و زندگي مومنانه را مورد عنايت قرار دهيم و از اواسط دهه دوم به گرايش رفتاري به تجمل‌گرايي و مصرف‌زدگي نگاهي دوباره كنيم.

نفوذ تبليغات و رسانه‌ها به عنوان عوامل موثر در سبك زندگي در مرحله بعد از الگوهاي رفتاري روش‌ساز زندگي زوايا و علل انحراف سبك زندگي ما را نشان خواهد داد. مصرف‌زدگي، تحت تاثير تبليغات توسط رسانه‌ها باعث شد مسابقه مصرف آغاز شود و شدت گيرد.

اگر مخالفت ما با مصرف، مخالفت با اقتصاد و توليد تلقي نشود بايد گفت در گام اول مصرف افراطي در قالب اسراف، زندگي‌هاي تجملي، در انتخاب لباس و ماشين و خانه و سبك عروسي و حتي جشن طلاق نشانه‌هاي بارز رفتاري در سلطه مصرف بر سبك زندگي است.

راهكار پيشنهادي، به كار گيري باورهاي ديني و پيروي واقعي از الگوهاي رفتاري – اسلامي است. از آنجا كه رسول اكرم (ص) به عنوان بهترين الگوي زندگي و اسوه حيات قرار گرفته‌اند، زندگي مديريتي ايشان و به دنبال آن زندگي ائمه معصوم (س) به عنوان بهترين منبع سبك ديني به شمار مي‌روند. دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي در تحقق مفاهيم يادگيري از گهواره تا گور بايد الگوهاي رفتاري اسلامي و ايراني را در نكوهش تنبلي، تاكيد بر كار و تلاش مثبت و سازنده، نرساندن زيان به ديگران، روش‌هاي خوردن و آشاميدن، آداب آراستگي، ابعاد رفتاري روابط عاطفي، احترام به بزرگ‌ترها و پدر و مادر و همسايه‌ها و تكريم اقشار مختلف، ميهمان نوازي و عيادت بيماران، تكريم علما و دانشمندان، توجه به كودكان و تربيت فرزندان، رازداري و حفظ آبروي افراد ديگر، احترام به جهادگران و ايثارگران آموزش دهند چرا كه اين مسائل، نكات بارز روش‌هاي زندگي است كه به عنوان ارزش‌هاي اساسي در زندگي فردي و اجتماعي در سبك زندگي غربي فراموش شده و در سبك زندگي اسلامي و ايراني ما روز به روز كمرنگ‌تر مي‌شود كه بايد توسط مديران فرهنگي و نهادهاي مرتبط از خانواده گرفته تا آموزش و پرورش و رسانه‌ها مورد بازنگري و تقويت قرار گيرد تا سبك زندگي ايده‌آل در محور ارزش‌هاي اسلامي و فرهنگ ايراني دوباره حيات يافته و به اجرا درآيد.

پامپ و دامپ؛ قماری در دنیای ارز دیجیتال

پامپ و دامپ

معنی Pump and dump پامپ و دامپ چیست و چه کاربردی دارد؟

پامپ و دامپ (Pump and Dump) یا به فارسی بالا ببر و بفروش، را می توان مانند یک واگن در یک چرخ و فلک در نظر گرفت، که روی بالا و پایین رفتن قیمت ارز های دیجیتال و بسیاری دیگر از بازار های مشابه اقتصادی، تاثیر می گذارد. همانطور که می دانید، مردم تعیین کننده قیمت ارز های دیجیتال مثل بیت کوین رفتار شناسی ارزها هستند و تاثیر گذاری آنهاست که یک ارز دیجیتال را به رشد قیمتی بالا و چشمگیر یا افت قابل توجه می رساند.

این نقطه مهم و قوتی است که برای برخی از افراد سودجو به عنوان یک اهرم جهت کسب سود بیشتر در نظر گرفته می شود. آنها می توانند با استراتژی های خود در مقوله پامپ و دامپ به سود زیاد برسند و قیمت ارز های دیجیتال را به واسطه هجمه و اخبار دروغ یا تبلیغ های مکرر تغییر دهند. نمونه مشابه پامپ و دامپ را زیاد دیده اید، ولی در حوزه رمز ارز های دیجیتال این موضوع در عین تشابه تا حدی با جزئیات دقیق تر همراه است که در این مقاله ارز دیجیتال به آنها خواهیم پرداخت.

پامپ و دامپ چگونه اتفاق می افتد؟

پروسه پامپ را می توانید مانند بالا تر رفتن همان واگن داخل یک چرخ و فلک در نظر بگیرید. اما چه چیزی نقش نیروی محرکه آن را بازی می کند؟ در واقع، افراد سودجویی که سعی می کنند با خرید مقدار زیادی ارز دیجیتال درست در زمانی که ارزش چندانی ندارند و اصطلاحا در کف قیمت هستند، و سپس با تبلیغات فراوان و ارائه هجمه فیک سعی می کنند بقیه را نیز به خرید ترغیب کنند. این پروسه می تواند زمان بر باشد تا افراد به میزان سودی که می خواهند برسند. هنگامی که ارزش ارز مورد نظر به هدف این افراد رسید، آنها فروش آنچه در اختیار دارند را آغاز می کنند.

اگر تصور کنید که مردم و کلیه افرادی که تعیین کننده ارزش یک ارز دیجیتال هستند پس از این روند با فروش ارز مورد نظر مواجه شوند چه می کنند؟ آنها هم به فروش روی می آورند. همین مسئله باعث افت ارزش ارز دیجیتال مورد نظر می شود و آنهایی که از قافله فروش جا مانده اند ضرر خواهند کرد. اصولا، همان افرادی که با تبلیغات زیاد به هدف خود رسیده اند، برندگان اصلی این قائله در روند پامپ می شوند. مابقی داستان هم قابل حدس است.

دامپ طرف دیگر ماجرای پامپ است. یعنی آن زمانی که افراد زیادی تصمیم به فروش ارز خود می گیرند. این کار باعث افت ارزش ارز و بازار آن می شود و قیمت ارز مورد نظر پایین خواهد آمد. این حالت، فضا را برای آن دسته از کسانی که می خواهند با قیمت کم یک ارز را بخرند، باز می کند.

در این بین، تنها افرادی که اطلاعات کافی در مورد این هجمه ها و اشتباهات تکراری ندارند، ضرر می کنند. در اصل اینجا واگن چرخ و فلک ما پایین است و آن هایی که از این استراتژی خوب سر در می آورند سوارش می شوند تا به اوج برسند.

شیوه کسب سود در حالت پامپ و دامپ برای بسیاری از افراد سرمایه گذار با وجدان و وظیفه شناس یک حرکت غیر اخلاقی به حساب می آید. از این رو، آنها همیشه توصیه می کنند تا درگیر این هجمه ها نشوید و با بررسی اطلاعات و اخبار به روز اقدامی را انجام دهید. این هم به کاربران کم تجربه تر کمک می کند تا در این بازار ضرر نکنند و هم دست سودجویان را برای این شیوه کسب درآمد باز نخواهد گذاشت. شما در نمودار زیر می توانید این اوج و افت قیمت را به عینه مشاهده کنید.

پامپ و دامپ

پامپ و دامپ چقدر طول می کشند؟

طی شدن روند افت و یا افزایش قیمت یک ارز دیجیتال زمان بر است. همانطور که اشاره کردیم، شخص یا اشخاصی که برای این دست پروژه ها استراتژی خاصی را در نظر می گیرند و تبلیغات انجام می دهند، با هدف دریافت نتیجه بلند مدت به سراغ آن می روند.

بنابراین نمی توان یک زمان واحد برای به نتیجه رسیدن آنها در نظر گرفت. برخی رفتار شناسی ارزها از آنها ممکن است تنها چند ساعت طول بکشند و برخی دیگر ماه ها زمان می برد. این دست مفاهیم به طور قطع به یک هدف مشخص و از قبل تعیین شده نیاز دارد که براساس آن می توان تبلیغات یا هجمه هایی را در فضای مجازی یا تبلیغات سنتی ایجاد نمود و اکثریت افراد فعال یا ناآشنا با آن را درگیر نمود.

چگونه دامپ و پامپ ایجاد می شود؟

افراد تاثیر گذار اولین و مهمترین بازیگران در این دست طرح ها هستند. یک نمونه واضح و آشکار در این رابطه وجود دارد. در سال 2018، طرح پامپ و دامپ 17 مرتبه انجام شدند و به واسطه این طرح ها، افراد موثر و مهم پشت سر آنها به سود قابل توجهی رسیدند. بسیاری از شرکت های معروف مثل Cloak Coin در یکی از این طرح ها نقش بسزایی داشت و از طریق بستر های سوشال مدیا توانسته بود زمان فروش و سوددهی را به کاربران و دنبال کنندگان خود اعلام کند.

پیدا کردن تشابهات متعددی مثل این مورد چندان سخت نیست. از این رو، اگر چنین پیام ها و تبلیغاتی پیدا کردید، با یک جستجو ساده می توانید متوجه شوید که یک سری تبلیغات بی پایه و اساس است که برای افراد موثر و فعال در این زمینه سودآوری دارد و آنهایی که در جایگاه های پایین تر قرار دارند، نمی توانند شانس چندانی داشته باشند.

در برخی موارد هم ردی از دامپ یا پامپ بودن طرح مورد نظر مانند مورد گفته شده وجود ندارد و تشخیص دادن این مدل طرح ها کمی سخت است. این موضوع از این نظر پیچیده است که بسیاری از کارفرمایان شرکت های ارزهای رمزنگاری به دلیل کوچک بودن و محدود بودن در یک طیف خاص می توانند در پی سود جویی به واسطه این طرح ها برآیند.

از این رو، دستکاری کردن و وارد کردن هجمه و هیجان مضاعف برای آنها چندان پیچیده نیست و تنها به یک برنامه ریزی مشخص نیاز دارد. آنها به این واسطه به راحتی می توانند وارد طرح پامپ شوند و بعد کار را به مرحله دامپ برسانند.

پامپ و دامپ

منظور از بازیکنان اصلی در این دو طرح چیست؟

بازیکنان اصلی در این رقابت و این طرح چند دسته از افراد هستند. گروه تریدر ها، ترویج دهنده ها در کنار تریدر ها و سرمایه گذار ها!

دسته اول یعنی تریدر ها و ترویج دهنده ها بازی دهندگان گروه دوم هستند یعنی تریدر ها و سرمایه گذار ها. آنها اولین افرادی هستند که از طرح های دامپ و پامپ خبر دارند و یک هدف مشخص را دنبال می کنند؛ یعنی همان هدفی که می تواند چند ساعت تا چند ماه طول بکشد تا نتیجه بدهد.

بیشترین نفوذ و بیشترین توجه افراد ترویج دهنده سمت کسانی است که تجربه کافی در این زمینه را ندارند و به تازگی وارد حوزه سرمایه گذاری ارزهای دیجیتال شده اند. پس به سمت آنها می روند و با تبلیغات و ارائه اطلاعات سعی در تشویق آنها به طرح مورد نظرشان دارند. این دسته افراد که تجربه کافی در این رابطه را ندارند، همواره تلاش می کنند تا براساس راهنمایی ترویج دهندگان کارهایی را انجام دهند (چون آنها را متخصص می دانند) و نتیجه نهایی هم قابل حدس است!

شما می توانید در تصویر زیر مراحل پامپ و دامپ را در سه مرحله کنار هم مشاهده کنید تا دید بهتری راجع به این دو طرح پیدا کنید. البته نباید این نکته را دست کم گرفت که ترویج دهندگان طرح پامپ می توانند چندین نفر متعلق به یک گروه باشند و مروج مورد نظر لزوما یک شخص یکتا که به تنهایی فعالیت می کند، نیست.

پامپ و دامپ

نشانه های وجود طرح پامپ

پامپ را اگر مانند یک بیماری تصور کنیم که می تواند دامن افراد زیادی را گرفته و آنها را درگیر ضرر و زیان نهایی خود کند، می توانیم برای آن نشانه هایی تعیین کنیم که تقریبا در هر پروژه بزرگ و وسیع یکسان هستند و یک چارچوب دارند.

با دیدن این نشانه ها، می بایست به توصیه ها و سخنان ترویج دهنده طرح پامپ و دامپ مورد نظر شک کرد. با پدید آمدن این شک، مشکلاتی که در آینده ممکن است گریبان گیر شما شود پیشگیری شده و می توانید با آگاهی بیشتری سرمایه گذاری کنید (کما اینکه تا به این جای مطلب فوکوس اصلی بحث بر روی آگاهی کاربران است و بس).

مثلا تصور کنید که پامپ یک کوین بزرگ مثل بیت کوین طرح ریزی شده است. از کجا می توان آن را تشخیص داد؟ بیایید با هم نشانه ها را بررسی کنیم:

  • ارائه مقالات متعدد در رسانه های رسمی و مورد تایید گروهی از افراد که در مورد یک ارز بخصوص منتشر رفتار شناسی ارزها می شود.
  • قبل از پدید آمدن اخبار بیشتر در مورد یک ارز (همان بیت کوین که مثال زدیم)، شخصی اقدام به خرید آن به مقدار زیاد کرده است و بقیه هم به این خرید ترغیب می شوند.
  • اعمال محدودیت ها در روند خرید ارز دیجیتال مورد نظر از سمت بازیکنان اصلی، به واسطه ربات ها امری عادی است؛ برای اینکه به کاربران اعلام کنند که ارزش ارز دیجیتال مورد نظر در حال بالا و پایین شدن است.
  • جلب نظر گروه وسیعی از مردم به یک ارز به خصوص که به کمک رسانه های خبری به آن گرایش پیدا کرده اند. این، یکی از مهم ترین ابزار ها برای طرح پامپ است که باید آن را جدی گرفت.

پامپ و دامپ

اگر شخصی با تجربه که در این حوزه فعالیت داشته این سیگنال ها یا موارد مشابه را ببیند به سادگی متوجه طرح دامپ و پامپ ارز مورد نظر خواهد شد و می تواند با ورود به موج اول سرمایه گذاری خود را آغاز کند. موج اول در این طرح در واقع به زمانی اطلاق می شود که پامپر ها ارز مورد نظر را به طور گسترده و وسیع خریداری می کنند.

البته شناسایی موج اول به این سادگی نیست، اما طی تجربه های متعدد و با رصد دقیق می توان متوجه آن شد. با این حال، راه های دیگری مشابه این روش هم وجود دارد که توسط تریدر ها مورد استفاده قرار می گیرد. اما چطور؟

  • یکی از این روش ها این است که در گروه های پامپ عضو باشید و اطلاعات آنها را بررسی کنید. این کار لزومی به شما برای شرکت در یک هجمه و موج پامپ نمی دهد و تنها برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه مفید است.
  • دنبال کردن پامپ های ارز ها مثل کوین دیتا با کمک سرویس های خاص نظارتی
  • کمک گرفتن از رباتی خاص برای دنبال کردن روند طرح پامپ یک ارز دیجیتال مثل Yobit Bot.
  • در برخی از صرافی ها امکان ایجاد سفارش معلق وجود دارد. ثبت این نوع سفارش ها، با قیمت بالا به شما جواب می دهد (اگر طرح مورد نظر پامپ باشد). اما اگر افزایشی در کار نبود، شما می توانید سفارش معلق تان را کنسل کنید. این روش برای ترید های مجرب و کسانی که توانایی آنالیز روند بازار را دارند مناسب است. به طور کلی، سود سرمایه گذاری عادی در طرح های پامپ 5 درصد است و با سرمایه گذاری بیشتر، سود بالاتری به دست می آورید.

چه چیزی جلوی طرح های دامپ و پامپ را می گیرد؟

هدایت بازار کریپتو به این واسطه، قطعا دچار هرج و مرج خواهد شد. اما تدابیر اندیشیده شده برای این امر چه بوده است؟ از سال 2018 برای جلوگیری و ایجاد یک جریان مشخص و بدون هرج و مرج در بازار کریپتو اتحادیه بازار های دارایی کریپتویی ایجاد شد (ADAM).

این اتحادیه کمک کرد تا دستکاری های یاد شده چرخ و فلکی در بازار کاهش یابد و امنیت به آن برگردد. در نتیجه قوانین و ضوابطی برای این موضوع تعیین شد. در نهایت همه صرافی ها یک سری قوانین دارند و طبق آن عمل می کنند.

اصولا همواره SEC (کمیسیون امنیت و مبادلات آمریکا) توصیه می کند که نباید به هر صرافی اعتماد کرد و تنها برخی از صرافی ها اعتبار کافی و لازم را دارند. بسیاری از صرافی هایی که طبق یک روال قانونی رفتار نمی کنند، دقیقا جزء صرافی های غیر معتبر دسته بندی می شوند.

برای رعایت قوانین ضد پولشویی بسیاری از توکن ها و کوین ها فقط درخواست های خرید و فروش مشتریان شناسایی شده را طبق Know your client یا به طور خلاصه KYC را قبول می کنند تا به این واسطه نقض این قوانین صورت نگیرد. بسیاری از افرادی که قصد سرمایه گذاری در این رابطه را دارند ابتدا با قوانین KYC خود را باید تطبیق دهند تا بتوانند سرمایه گذاری روی ارزهای مختلف داشته باشند.

اما انجام این شناسایی به چه دلیل است؟ این شناسایی کمک می کند تا در ابتدا از ورود افراد کم سن و سال (زیر سن قانونی) یا افراد مهاجری که به صورت غیر قانونی به یک کشور وارد شده اند یا انگیزه کلاهبرداری و جرم و جنایت دارند، در این حوزه جلوگیری شود. این امر حتی از ناشناس ماندن افراد جلوگیری به عمل می آورد و در نتیجه فعالیت های مربوط به هک کاهش می یابد.

اعمال این قوانین کمک می کند تا به ثبات بیشتری در بازار ارز های دیجیتال برسیم، جالب است بدانید که هر ساله این قوانین به روز رسانی می شوند، چون آپدیت های متعددی در این زمینه انجام می شود یا جرم و جنایات های مختلفی اتفاق می افتد و نیاز به بازنگری در مورد این قوانین بیشتر حس می شود.

البته با وجود این قوانین برخی صرافی ها هستند که از آنها سر باز میزنند و موجب ضرر دیدن سرمایه گذاران می شوند. با این حال، تحقیقات اولیه کمک می کند تا در دام آنها گرفتار نشوید. به جز قوانین یاد شده، سازمان SEC یک سری قوانین تحت نام خلاصه ی IPO منتشر کرده است. این قوانین به قانون های عرضه اولیه عمومی مربوط هستند تا از خرابکاری ها در حوزه ارز های دیجیتال امروزی جلوگیری کنند تا مبادلات به صورت اخلاقی و با امنیت صورت پذیرند.

با اینکه این قوانین با بلاکچین غیر متمرکز مخالف هستند از این رو، عمده توجه ها به سمت سرمایه گذاران است. آنها باید از دید بهتری به اعمال و در نظر گرفتن قوانین جدید برای امنیت بیشتر و اطمینان خاطر بالاتر نگاه کنند که طبعا توسط همه پذیرفته نمی شود و امری طبیعی است.

انواع پامپ ها کدامند؟

پامپ ها دو نوع اصلی دارند:

  • کوتاه مدت : ارز دیجیتال مورد نظر در مدت کوتاهی با ارزش می شود و ترید های زیادی در آن فعالند.
  • دراز مدت: این نوع پامپ برای یک ارز دیجیتال تا چند روز پیگیری می شود و قوانینی برای آن اعلام می شود. اخبار متعدد در مورد آن ارائه می شود و ارزهای مطمئن برای آن تعیین می شوند.

بررسی جریان یک پامپ از نزدیک

اگر می خواهید بدانید که یک پامپ چگونه صورت می گیرد در وهله اول باید بدانید که در اطلاع رسانی نخست، نام ارز و آدرس صرافی آن اعلام می شود. ترویج دهندگان رمز ارز مورد نظر را خریداری می کنند (در یک زمان خاص) تا طی موج نخست قیمت آن افزایش پیدا کند.

Pump Dump

پوشش خبری در مورد پامپ ارائه نمی شود و ترویج دهنده ها از اطلاعات موجود برای دلیل رشد ارز دیجیتال مورد نظر بهره می برند. این اطلاعات ساختگی است؛ مثل به روز رسانی رمز ارز توسط توسعه دهندگان آن! پس از این، ترویج کنندگان اطلاعاتی در مورد رمز ارز قابل اطمینان را در شبکه های اجتماعی (مثل کانال های تلگرامی) ارائه می کنند تا سرمایه گذاران خرد را به سمت خود جلب کنند. به این موج دوم می گویند.

Pump Dump

پس از شروع سرمایه گذاری، آنها سیگنال هایی را در کانال خود نشر می دهند که نشان دهنده زمان فروش ارز دیجیتال مورد نظر با قیمت مناسبتر است. سپس نرخ ارز با افت مواجه می شود و عدم واکنش به موقع همانا و ضرر همانا.

Pump Dump

مثلا E Coin در سال 2019 توانست 4742 درصد رشد کند، با اینکه ناشناخته بود. این ارز به جایگاه بیست ارز برتر و صد ارز برتر وارد شد. گروه های فعال متعددی در این حوزه در تلگرام فعال هستند، مثل Big Pump Signal که باعث به نتیجه رسیدن این طرح ها و معاملات هنگفت می شوند. مدیران و افراد فعال در این گروه مشخص نیستند اما سودی که به دست می آورند بسیار قابل توجه است.

Pump Dump

جمع بندی نهایی

افزایش آگاهی کمک می کند تا به طرح های پامپ و دامپ دامن نزنیم و عاقلانه در یک موج شرکت کنیم. اینکه قانون کلی و کاملی برای ارز های دیجیتال وجود ندارد، گاهی باعث جولان دادن سودجویان در این مورد می شود. این طرح های چرخ و فلکی با قمار تفاوتی ندارند و در نتیجه غیر قانونی اند.

تحلیل رفتار اونس جهانی طلا در هفته میلادی گذشته

فلز زرد در دومین هفته سال جدید میلادی روزهای بسیار خوبی را تجربه کرد. اونس طلا که در هفته نخست سال 2017 توانسته بود با حدود 2 درصد رشد تا بهای 1172 دلار رشد کند، روز جمعه روی قیمت 1197 دلار ایستاد تا رشد 5 روز کاری گذشته هم به 1/ 2 درصد برسد. اونس در هفته دوم حتی حضور در کانال 1200 دلار را هم تجربه کرد، گرچه در نهایت در سه قدمی مرز روانی ایستاد. رشد حدود 4درصدی بهای اونس طلا در دو هفته ابتدایی ژانویه امید علاقه‌مندان این کالای سرمایه‌ای را به روند کوتاه‌مدت تداوم بخشیده است. پیش از آغاز هفته سوم، مرور رویدادهای هفته دوم خواندنی است.

تحلیل رفتار اونس جهانی طلا در هفته میلادی گذشته

به گزارش اقتصادنیوز ، اونس در نخستین روز کاری هفته گذشته تا قیمت 1181 دلار اوج گرفت. رشد 9 دلاری روز دوشنبه عمدتا ناشی از تجدید تقاضای سرمایه‌گذاران و تضعیف شاخص دلار بود. در اولین روز کاری بازارهای جهانی در هفته جدید، هم روند افزایشی هفته قبلی اثرگذار بود و هم افت شاخص دلار. شاخص دلار که هفته قبل روی عدد 22/ 102 واحد ایستاده بود، دوشنبه تا عدد 93/ 101 واحد پایین آمد. علاوه‌بر این روند، خبر دیگری یار طلا شد و آن اینکه گزارش‌ها نشان می‌داد جریان پول به‌سوی رفتار شناسی ارزها صندوق‌های قابل معامله در بورس دوباره افزایش یافته است. اونس در هفته‌های پایانی سال 2016 به شدت تحت فشار بود؛ اما چهره فنی در هفته اول بهبود یافته بود. دوشنبه همزمان با افت دلار، بهای نفت خام هم افت کرد تا دومین عامل خارجی مهم در بازار فلزهای گرانبها، به ضرر طلا کار کند. با این همه، نفت نتوانست روند رشد را معکوس کند.

اونس طلا که هفته جدید را با رشد آغاز کرده بود، سه‌شنبه هم 6 دلار دیگر رشد کرد تا به اوج 6 هفته‌ای 1187 دلاری برسد. این رشد عمدتا ناشی از افزایش تقاضای سرمایه‌گذاری بود و طلا را به اوج 5/ 1 ماهه برد. علاوه‌بر افزایش خریدها به‌دلیل بهبود چهره فنی اونس، گزارش‌ها نشان می‌داد تقاضای فیزیکی چین هم در آستانه جشن سال نو قمری چینی افزایش داشته است. تقاضای صندوق‌های طلای قابل معامله در بورس هم در اوایل سال 2017 رشد داشته است. سه‌شنبه شاخص دلار با رشد خود به ضرر طلا کار کرد و بهای نفت خام هم با افت خود فشار را تشدید کرد، اما عوامل داخلی بازار فلزهای گرانبها اثر کاهشی عوامل خارجی را خنثی کرد.

اونس در روز سوم هم 4 دلار دیگر رشد کرد. قیمت 1191 دلاری روز چهارشنبه، اوج 6 هفته‌ای تازه‌ای بود. اونس در نیمه اول این روز کاری تا بهای 1177 دلار افت کرد، اما بعد تا قیمت پیش گفته بالا آمد. صبح چهارشنبه همه بازارها در انتظار نخستین نشست خبری دونالد ترامپ پس از انتخابات نوامبر 2016 بودند. انتظار عمده معامله‌گران این بود که رئیس‌جمهور منتخب آمریکا در این نشست به تشریح سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی خود بپردازد، اما ترامپ نه‌تنها این کار را نکرد بلکه مواضع جنجالی قبلی خود را در حوزه‌های گوناگون تکرار کرد. در‌حالی‌که پیش از شروع نشست، خوش‌بینی‌ها به رشد شاخص دلار و در نتیجه افت ارزش طلا انجامیده بود، با شروع نشست و افت شاخص‌های دلار و بورس، طلا روند رشد را از سر گرفت.

اونس روز پنج‌شنبه هم 4 دلار دیگر رشد کرد و به بهای 1195 دلار رسید که باز هم اوج 6 هفته‌ای تازه‌ای بود. این روند قدرت فنی اونس را هم به شدت بهبود بخشید. شاخص دلار که چهارشنبه تا عدد 78/ 101 واحد پایین آمده بود، پنج‌شنبه هم روی عدد 35/ 101 واحد ایستاد که نشان می‌داد اثر نشست خبری ترامپ ادامه دارد. ادامه افت بازارهای سهام هم نماد دیگر این تداوم بود. اونس در این روز حتی بهای 1207 دلار را هم تجربه کرد، گرچه با وجود قدرت فنی و بنیادی طلا، اونس نتوانست در کانال 1200 دلار بماند. در چهارمین روز هفته میلادی، همزمان با افزایش خرید طلا به‌عنوان سرمایه امن، بهای نفت خام هم با رشد خود به طلا کمک کرد.

روند افت شاخص دلار در آخرین روز هفته گذشته نیز ادامه یافت تا طلا باز هم نفع ببرد. البته روز جمعه، انتشار داده‌های خوب از خرده‌فروشی ایالات‌متحده به ضرر طلا کار کرد. اونس روز جمعه تا قیمت 1200 دلار بالا رفت، اما در نهایت در سه قدمی مرز روانی یعنی روی قیمت 1197 دلار ایستاد. روند افت دلار و بازارهای سهام روز جمعه ادامه پیدا کرد تا طلا در این روز هم از گفته‌های ترامپ نفع ببرد، با این حال، ‌عصر جمعه انتشار داده‌های خوب از خرده‌فروشی بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، روند طلا را کاهشی کرد. البته خود روند کاهشی نیز در ساعات پایانی روز، تعدیل شد. در نهایت در پایان فعالیت بازارهای آمریکای شمالی، شاخص دلار روی عدد 18/ 101 واحد و اونس طلا روی قیمت 1197 دلار ایستادند.

به نظر می‌رسد قیمت طلا در روزهای آینده تحت‌تاثیر مراسم تحلیف دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا قرار خواهد داشت. جاناتان باتلر، تحلیلگر ارشد موسسه «میتسوبیشی» می‌گوید: «رشد تقاضای فیزیکی در بازارهای نوظهور و در حال توسعه و کاهش ارزش دلار در شرایط کنونی می‌تواند موجب افزایش بیشتر قیمت طلا شود. سیاست‌های اقتصادی ترامپ به خصوص کاهش مالیات شرکت‌ها می‌تواند تاثیر زیادی بر نوسانات قیمت طلا و سایر کالاهای راهبردی در بازارهای بین‌المللی داشته باشد.»سرمایه‌گذاران بین‌المللی منتظر مراسم تحلیف ترامپ هستند. این مراسم جمعه پیش رو برگزار خواهد شد. ترامپ قرار است سیاست‌های اقتصادی و مالی خود را به طور دقیق‌تر اعلام کند، گرچه ممکن است باز هم بازارها را دچار ابهام کند. راب هاورث، استراتژیست ارشد اقتصادی در این باره می‌گوید: «قیمت طلا در روزهای آینده نیز به شدت تحت‌تاثیر نوسانات ارزش دلار آمریکا قرار خواهد داشت. به‌نظر می‌رسد تقویت ارزش دلار در شرایط کنونی بزرگ‌ترین مانع برای افزایش قیمت طلا خواهد بود.» جزئیات پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت را می‌توانید در گزارش فردای «دنیای اقتصاد» بخوانید.

با دو هفته رشد 2 درصدی طلا‌، امید کوتاه‌مدت به روند فلز زرد ادامه دارد. با این همه، برخی امید درازمدت خود را نیز از دست نداده‌اند. با آنکه احتمال تشدید انقباض پولی مهم‌ترین مانع طلا در سال 2017 است، موضع‌گیری‌های ترامپ می‌تواند امید طلا باشد. البته این نیز تنها امید طلا نیست. موسسه سرمایه‌گذاری «کاپیتال اکونومیکس» در تازه‌ترین گزارش خود پیش‌بینی کرد که بانک‌های مرکزی جهان در سال 2017 میلادی نیز به خرید طلا ادامه خواهند داد.

به گزارش سایت طلا به نقل از پایگاه اینترنتی کیتکو، در‌حالی‌که بانک‌های مرکزی جهان در سال‌های اخیر به خریدار خالص طلا تبدیل شده‌اند، موسسه سرمایه‌گذاری کاپیتال اکونومیکس پیش‌بینی کرد که روند خرید طلا در سال 2017 نیز ادامه خواهد یافت.براساس این گزارش سیمونه گامبارینی، تحلیلگر ارشد موسسه کاپیتال اکونومیکس در سخنانی ضمن اشاره به آمارهای اخیر شورای جهانی طلا تاکید کرد: «میزان خرید رسمی طلا از سوی بانک‌های مرکزی جهان طی سال گذشته با افت شدیدی روبه‌رو شده است. خرید رسمی طلا تا ماه نوامبر به کمتر از 53 تن رسیده است، این رقم در سال 2015 میلادی به بیش از 839 تن رسیده بود. البته در سال 2015 میلادی افزایش چشمگیر ذخایر طلای چین و انتشار آمارهای مربوط به ذخایر رسمی طلای این کشور تاثیر زیادی داشته است. چین طی سال 2015 میلادی به تنهایی 604 تن طلا خریداری کرده است.»

وی در ادامه گفت: «اگر تاثیر چین را کنار بگذاریم، تقاضای طلا از سوی بخش رسمی ظاهرا همچنان ضعیف خواهد بود. بی‌شک روند خرید طلا از طرف بخش رسمی در سال 2016 میلادی به شدت نزولی و کند بوده است.»موسسه کاپیتال اکونومیکس بر این باور است که بانک‌های مرکزی کشورهای درحال توسعه و نوظهور همچنان به خرید طلا و متنوع کردن ذخایر ارزی خود در سال 2017 میلادی ادامه می‌دهند. این تحلیلگر اقتصادی افزود: «در‌حالی‌که یک سوم بدهی‌های دولتی جهان هنوز با نرخ بهره منفی روبه‌رو است، بانک‌های مرکزی جهان احتمالا برای بهینه کردن ذخایر ارزی خود به طلا روی خواهند آورد.»البته مهم‌ترین چالش برای افزایش ذخایر طلای بانک‌های مرکزی جهان، تقویت احتمالی ارزش دلار آمریکا در پی افزایش نرخ‌های بهره خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود فدرال رزرو در سال جاری 3 بار دیگر نرخ بهره را افزایش خواهد داد. افزایش ارزش دلار موجب خواهد شد تا بانک‌های مرکزی کشورهای نوظهور و در حال توسعه بخشی از ذخایر خود را بفروشند تا از پول ملی خود در برابر دلار محافظت کنند. به‌نظر می‌رسد سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی بزرگ جهان به خصوص اروپا آمریکا و ژاپن نیز تاثیر زیاد و مهمی بر نوسانات ذخایر طلای بانک‌های مرکزی جهان خواهد داشت.

رفتار شناسی ارزها

با سلام، سایت‌های خارجی هستند که پول خارجی مثل بیت‌کوین و . رو عرضه می‌کنند و بعد در سایت‌های ایرانی این پول‌های خارجی قابلیت خرید و فروش دارند. آیا از نظر شرعی تولید و به دست آوردن اینچنین پولی و خرید و فروش آن حرام است؟

هر چند بیشتر فقها، تولید و خرید و فروش ارزهای دیجیتال –از جمله بیت‌کوین- را به خودی خود حرام نمی‌دانند، ولی با توجه به ابهامات و مفاسد احتمالی در این نوع ارزها، ورود به این معاملات را دارای اشکال دانسته و می‌گویند لازم است در این موضوع بر حسب قوانین عمل شود.

ضمائم:

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[2]

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

ایشان در این زمینه فتوایی نداده و احاله به قوانین موجود می‌نمایند.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

معظم له، فعالیّت مذکور را اجازه نمی‌دهند.

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

اگر اعتبار دریافتی، در مقابل کار حلال داده شود و خلاف قانون نباشد، اشکال شرعی ندارد.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بیت‌کوین مالیت ندارد و قابل خرید و فروش نیست، اما اگر آن را به غیر مسلمان واگذار کرده در مقابل وجهی دریافت کنید اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

با توجه به ابهامات زیادی که بیت کوین دارد معامله آن اشکال دارد.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی):

ورود در این معاملات اشکال دارد.

حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):

هرگونه اقدامی در راستای استخراج بیت‌کوین حرام است. بنابراین اگر کسی اقدام به استخراج این نوع رمزارز کند، به لحاظ حکم تکلیفی عملی حرام انجام داده است؛ ولی به لحاظ حکم وضعی، مالک بیت‌کوین‌های به دست آمده خواهد بود؛ پس باید در اسرع وقت نسبت به تبدیل آن به ارز یا کالای دیگری اقدام کند و این تبدیل نباید با انتقال بیت‌کوین به یک مسلمان صورت پذیرد به گونه‌ای که در نهایت همچنان سیطرۀ بیت‌کوین بر دارایی‌های امت اسلامی باقی بماند و نیز نباید به صورت مجانی انتقال پیدا کند تا باعث از دست‌رفتن معادل ارزی و کالایی بیت‌کوین از محدودۀ دارایی‌های امت اسلامی شود. پس باید به یک غیر مسلمان منتقل شود و در ازای آن نیز ارز دیگر یا کالا دریافت شود. و اگر شناخت طرف دیگر معامله ممکن نیست، باید آن‌را منتقل کند و گیرنده اگر مسلمان است همین وظیفه را دارد تا این‌که به غیر مسلمان منتقل شود.

[1]. آیات عظام صافی گلپایگانی و هادوی تهرانی.

[2]. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.