مدیریت احساساتِ تریدر


اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟ (قسمت ۱)

دنیای ارزهای دیجیتال دنیای نوسان، اتفاقات ناگهانی، هیجان، اضطراب و خطر است. قیمت این دارایی‌های نوظهور و دوست‌داشتنی به‌طور لحظه‌ای تغییر می‌کند و این ویژگی (دست کم در زمان فعلی) اجتناب‌نا‌پذیر است.
چنین نوسان قیمتی می‌تواند فرصت خوبی برای کسب سود باشد و ارزش سرمایه شما را در مدت‌زمان کوتاهی چند برابر کند؛ اما به‌ همان اندازه هم می‌تواند خطرناک باشد و ارزش این سرمایه را از نصف هم کمتر کند.
در این مقاله سعی شده است تمام مفاهیم مدیریت احساساتِ تریدر به‌بیان ساده برای همه معامله‌گران توضیح داده شود؛ اما کاربرد اصلی تعیین اندازه موقعیت معاملاتی، در معاملات مارجین و قراردادهای آتی است.
اولین گام، مدیریت احساسات است:
شما باید بتوانید احساسات خود را کنترل کنید و اجازه ندهید که تصمیمات شما را تحت‌تأثیر قرار دهند. بهترین روش برای دستیابی به این هدف، رسیدن به یک مجموعه از قوانین و پایبندی به آنهاست.
به‌بیان دیگر، شما باید یک «سیستم معاملاتی» دقیق برای خود تنظیم کنید و تا حد ممکن به آن پایبند باشید.
تعیین اندازه موجودی معاملاتی:
موجودی معاملاتی یا اندازه حساب (Account Size) شما سرمایه در دسترسی است که قصد دارید آن را به یک استراتژی معاملاتی خاص اختصاص دهید. ممکن است این مسئله خیلی بدیهی به نظر برسد؛ اما عنوان‌کردن آن خالی از لطف نیست. موجودی معاملاتی شما همه سرمایه‌ای که در قالب بیت کوین (یا هر ارز دیجیتال دیگری) دارید نیست.
منظور ما از موجودی معاملاتی، تنها آن بخشی از سرمایه است که قصد دارید از آن فقط در معامله استفاده کنید. بنابراین سبد سرمایه‌تان را تقسیم‌بندی کنید و تنها بخشی از آن که قصد دارید به معامله اختصاص دهید را به‌عنوان موجودی معاملاتی خود در نظر بگیرید.

اشتباهاتی که در ترید نباید مرتکب شوید!

حامد ریحانی - توییتر

1- استفاده از لوریج بالا! جذابیت بازار کریپتو و فارکس توانایی استفاده از لوریج و اهرم است. البته استفاده از لوریج بالای بسیار مضر است! داشتن اکانت معاملاتی با بالانس پایین و گرفتن پوزیشن های بزرگ با استفاده از لوریج می تواند به از دست دادن کل سرمایه منجر شود، حتی با یک نوسان کوچک در خلاف جهت پوزیشن شما!

بازکردن اکانت با لوریج های 1:100 یا حتی 1:500 هیچ ضرری ندارد و پیشنهاد هم می شود! اما استفاده از این لوریج به هیچ وجه صحیح نیست! و نباید وسوسه شوید!

با داشتن لوریج بالا شما سرمایه کمی درگیر معامله می کنید و margin level شما از نظر درصد در موقعیت مناسبی خواهد بود و از این نظر ابزار خوبی است. اگر معیار ریسک پایین 1% یا 2% در هر پوزیشن را رعایت کنید یعنی با اصول مدیریت سرمایه خود پوزیشن های حجیم نگیرید، دراصل دارید از 1:5 یا 1:10 از توان لوریج خود استفاده می کنید که بسیار مناسب و معقول است.

حامد ریحانی - توییتر

2- Over Trade نشوید! یعنی بیش از اندازه معامله نکنید! بسیاری از تازه وارد ها فکر می کنند برای کسب سود زیاد باید دائم در حال معامله کردن باشند. باید درک کنید که بازار فیوچرز کریپتو و فارکس بسیار مواج است در طول زور مرتب تغییر جهت می دهد! شما نمی توانید از هر موج و حرکت قیمت سود بگیرید!

به سادگی ممکن است به لذت سودهای کوچکی که شما را آماده شکست بزرگ می کنند معتاد شوید!

طبق استراتژی که دارید در روز فقط چند فرصت برای شما ایجاد می شود و وظیفه شما شناسایی و کسب سود همان ها می باشد! پس از هر موفقیت به خود فرصتی برای بررسی علت کسب سود و بهینه کردن استراتژی خود بدهید.

هنگامی که بتوانید از همه امواج بازار دور بمانید، احساسات خود را کنترل کنید و فقط دنبال فرصت های سودده استراتژی های خود باشید به یک تریدر پایدار مدیریت احساساتِ تریدر و سود کننده تبدیل خواهید شد.

حامد ریحانی - توییتر

3- از مدیریت سرمایه چشم پوشی نکنید! مدیریت پول در این بازار مهمترین نکته است!

هدف مدیریت سرمایه حفاظت از پول شما در مقابل ریسک غیر منطقی است و باعث رشد سود های شما می شود. بدون داشتن برنامه مناسب مدیریت سرمایه، به راحتی بعد از 10 تا 15 معامله کل سرمایه خود را ازدست می دهید.

اولین هدف شما در بازار باید حفظ بقا باشد.

4- از مشکلات و مسائل روحی و روانی و احساسات چشم پوشی نکنید! روانشناسی بخش مهمی از کار در بازارهای مالی است.

باید خود را برای کنترل احساسات تمرین دهید! با ضرر ها کنار بیایید و بپذیرید که موفقیت نباید در همه معاملات باشد.

بسیاری از تریدرها نه فقط نتیجه سود یا ضرر پوزیشن های خود را یادداشت می کنند، بلکه احساس خود را در زمان ترید کردن نیز در ژورنال خود می نویسند! این به آنها بطور شگفت انگیزی در آنالیز شخصیت خودشان کمک می کند و باعث جلوگیری از معاملات احساسی، انتقام جویانه، شانسی و . و در نتیجه جلوگیری از Over Trading می شود.

حامد ریحانی - توییتر

5- کار در حساب دمو و تمرین را جدی بگیرید! در عجبم از دیدن افرادی که در حساب دمو هم به سود نمی رسند اما اقدام به باز کردن حساب واقعی می کنند! یعنی انقدر این بازار طمع برانگیز است!

بسیاری از افرادی که در دمو به سود و ثبات روند مثبت می رسند وقتی وارد دنیای حساب Real می شوند بر اثر طمع و احساسات و. شکست را تجربه می کنند! پس چطور انتظار دارید وقتی در دمو هم به نتیجه و سود نرسیده اید در حساب واقعی سود کنید؟

هرگز قبل از رسیدن به سود در حساب دمو اقدام به ورود به حساب واقعی نکنید! استراتژی ترید و پلان مدیریت سرمایه خود را کامل کنید و بعد با سرمایه بسیار کم و فقط برای تمرین Real شوید! تا تجربه های جدید روحی و روانی را در حساب واقعی کسب کنید.

6- وقتی اکانت شما بطور کامل ضرر می شود و موجودی آن صفر می شود فوری آن را شارژ نکنید!

معمولا افرادی که Call Margin یا لیکوئید می شوند برای انتقام گرفتن از بازار و صرافی و بروکر و زمین و زمان و. خیلی سریع سرمایه جدیدی دست و پا می کنند و حساب خود را شارژ می کنند؟ چرا؟ اگر قادر به سود گرفتن بود که کال مارجین نمی شد!

در روزهای پس از ضرر و صفر شدن موجودی به بررسی علل ضرر خود بپردازید، دلایل آن را کشف کنید و اصلاحات لازم را در استراتژی، روحیه و احساسات خود انجام دهید.

دفترچه یادداشت معاملاتی خود را طراحی کنید

نظم کلید اصلی موفقیت در بازارهای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود و اولین قدم برای منظم شدن در بازار سرمایه طراحی یک دفترچه یادداشت معاملاتی است. طراحی یک دفترچه یادداشت معاملاتی کار بسیار ساده‌ای است ولی در کیفیت عملکرد شما در بازار سرمایه بسیار تاثیر گذار است. فقط کافیست وضعیت معاملاتی خود را پیش و پس از طراحی این دفترچه بررسی کنید، شاید نتایج آن شما را شگفت‌زده کند و متاسف باشید که چرا زودتر این دفترچه را طراحی نکردید. اگر هم جزو افرادی هستید که به تازگی وارد بازار سرمایه شده‌اند، شدیدا به شما توصیه می‌کنیم که این موضوع را جدی بگیرید.

به علت تنبلی یا بی‌توجهی، بسیاری از فعالین بازار سرمایه ترجیح می‌دهند که از خلاصه گزارش حساب کاربری خود نزد کارگزاری استفاده کنند و سابقه معاملاتی خود را بر اساس اطلاعات ثبت شده در سیستم کارگزاری رصد کنند ولی منظور ما از دفترچه یادداشت معاملاتی صرفا گزارشی از سابقه معاملات نیست و هدف ما از طراحی این دفترچه، طراحی یک بانک از سابقه معاملات به همراه تجربیات حاصله می‌باشد. لذا تصوری که از دفترچه معاملاتی دارید و آن را شبیه به خلاصه گزارش معاملات خود در کارگزاری می‌پندارید را از ذهنتان پاک کنید و در ادامه با ما همراه باشید.

دفترچه یادداشت معاملاتی صرفا یک دفترچه برای یادداشت قیمت ورود، قیمت خروج و میزان سود یا زیان نیست؛ هدف از طراحی این دفترچه یادداشت، جمع‌بندی تجربیات و نکاتی هست که در هر معامله ممکن است برای شما ایجاد شده باشد و در بلند مدت جمیع این اطلاعات حکم یک گنجینه را برای شما دارد که رجوع به این دفترچه می‌تواند کیفیت معاملات شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. همچنین این دفترچه ابزار بسیار موثری در کنترل احساسات و روان معامله‌گران می‌باشد؛ به عنوان مثال شاید بارها برای شما پیش آمده است که به علت عدم پایبندی به حد ضرر خود، ضررهای چشمگیری را متحمل شده‌اید. اگر چنین دفترچه‌ای داشتید و تجربیات خود را در این مورد نوشته مدیریت احساساتِ تریدر بودید به احتمال خیلی زیاد با مرور مجدد تجربیات خود آنها را تکرار نمی‌کردید.

دفترچه یادداشت معاملاتی

شاید بازارهای سرمایه‌گذاری بی رحم‌تر از آن باشند که به شما اجازه دهند اشتباهی را بارها تکرار کنید و یا این فرصت را به شما دهند که مکررا در معاملات خود دچار اشتباه شوید. گاهی اوقات شاهد این هستیم که یک اشتباه کوچک و قابل پیشگیری در معاملات، قسمتی از سرمایه فرد را به باد داده است.
یکی از فواید داشتن دفترچه یادداشت معاملاتی ثبت گزارشها از اشتباهاتی است که به مرور زمان آنها را شناسایی می‌کنید. با مکتوب کردن اشتباهات خود و مرور آن، می‌توانید تا حد زیادی از تکرار آن جلوگیری نمایید.

یکی دیگر از نکاتی که یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای باید به آن توجه کند، بررسی میزان پیشرفت خود در بازارهای سرمایه‌گذاری می‌باشد. در صورتی که شما از معاملات خود گزارشی تهیه نکنید، قادر نخواهید بود تا روند پیشرفت خود را مورد ارزیابی قرار دهید. در واقع دفترچه یادداشت معاملاتی این امکان را به شما می‌دهد تا عملکرد خود را تحت نظر بگیرید و در صورتی که نیاز یا کمبودی در عملکرد خود احساس کردید بهتر است آن را رفع کنید. به فرض مثال شاید شما در تشخیص یک موقعیت معاملاتی بارها اشتباهی را تکرار می‌کنید، شاید دلیل آن کمبود اطلاعات شما از آن موضوع باشد که می‌بایست یک برنامه ریزی برای افزایش دانش خود داشته باشید و یا شاید استراتژی شما دارای نواقصی هست که می‌توانید با بهینه کردن آن کیفیت عملکرد خود را بهبود بخشید.

دفترچه یادداشت معاملاتی شامل چه مواردی می‌باشد؟

یک دفترچه یادداشت معاملاتی استاندارد به سه قسمت کلی تقسیم می‌شود که اطلاعات زمانی و قیمتی به عنوان قسمت اول، اطلاعات تحلیلی و استراتژی به عنوان قسمت دوم و همچنین توضیحات مدیریت احساساتِ تریدر و تجربیات حاصل شده از آن قسمت سوم را تشکیل می‌دهد که جزئیات آن به ترتیب شامل موارد ذیل می‌باشد:

  1. در درجه اول یک دفترچه یادداشت معاملاتی استاندارد می‌بایست اطلاعات اولیه یک نمونه سرمایه‌گذاری اعم از نام یا نماد آن را معرفی کند.
  2. در مرحله دوم اطلاعات تحلیلی جهت ورود به سرمایه‌گذاری ثبت می‌شود (مانند استراتژی ورود).
  3. در مرحله سوم می‌بایست اطلاعات ورود به معامله را وارد کنیم (مانند زمان و قیمت ورود به معامله).
  4. در این مرحله استراتژی خروج از معامله و دلیل خارج شدن از معامله را گزارش می‌دهیم.
  5. در مرحله پنجم قیمت خروج و بازدهی معامله را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.
  6. در مرحله آخر میبایست بازخورد خود از معامله به همراه تجربیات بدست آمده را بصورت مفصل شرح دهید تا در آینده مورد استفاده قرار گیرد.

نمونه یک دفترچه یادداشت معاملاتی استاندارد

جهت درک بهتر این موضوع یک نمونه دفترچه یادداشت معاملاتی را طراحی کردیم و با ارائه مثالهایی سعی کردیم تا شفافیت این موضوع را تا حد زیادی افزایش دهیم. در نمونه ذیل تعدادی از معاملات یادداشت شده توسط یک معامله‌گر موفق در بازار سرمایه را مشاهده می‌کنید که با ثبت اطلاعات سرمایه گذاری تجربیات خود را در طول مدت سرمایه‌گذاری ثبت کرده است.

همچنین این امکان را برای شما فراهم کردیم تا با دانلود یک نمونه از دفترچه یادداشت معاملاتی، گزارشات و تجربیات خود را ثبت کنید و در آینده از آنها استفاده نمایید.

دانلود دفترچه یادداشت معاملاتی بورس

برای استفاده از این دفترچه می‌بایست نرم افزار اکسل را بر روی سیستم خود نصب کنید

۸ دلیل اهمیت هوش هیجانی در ترید و معامله‌گری؛ چگونه تقویت هوش هیجانی سودآوری شما را چندبرابر می‎کند؟

آیا ما به هوش هیجانی در معامله و ترید نیاز داریم؟ احساس و درک مفاهیم از اهمیت بسیاری برخوردار هستند که رفتارهای مالی فرد را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. زمانی‌که افراد در رابطه با یک سهم یا معامله‌ای تصمیمی می‌گیرند، تمام تلاش خود را جهت درنظر نگرفتن احساساتشان انجام می‌دهند که این تصمیم حاصل تجربیات گذشته آن‌ها است و می‌تواند مثبت یا منفی باشد. چگونگی کنترل احساسات، ساختاری ذهنی است که توسط هوش هیجانی تعریف و اندازه‌گیری می‌گردد و سال‌هاست در زمینه معامله و سرمایه‌گذاری، توسط محققین مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

شاید هوش هیجانی یا هوش عاطفی برایتان مفهوم جدیدی به‌نظر بیاید، اما همه‌ی افراد دارای هوش هیجانی هستند که تا به امروز وجود آن را نادیده گرفته و یا اصلاً اطلاعی از چنین معجزه‌ای درونی نداشته‌اند. بدون شک مدیران خوب افرادی هستند که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند. همچنین کارمندانی که دارای وجدان کاری بالا، اما فاقد هوش هیجانی هستند، درمقایسه با کارمندانی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، ضعیف‌تر عمل می‌نمایند. پس بررسی و آگاهی از هوش هیجانی می‌تواند افراد را از هرگونه رفتارهای غیرحرفه‌ای و کنترل ریسک در تصمیم‌گیری یا سرمایه‌گذاری دور نماید.

چرا هوش هیجانی این‌قدر مهم است؟

شاید این مبحث برای شما کمی ناآشنا باشد، اما بدون شک از اهمیت بسیار بالایی در کار و زندگی شما برخوردار است. به‌گونه‌ای‌ که هوش هیجانی راه‌ورسم درست زندگی کردن را به شما می‌آموزد و با استفاده از آن می‌توانید کیفیت زندگی و کار خودتان را افزایش بدهید. هوش هیجانی مجموعه مدیریت احساساتِ تریدر توانایی‌های متشکل از خود مدیریتی، خودآگاهی، خودانگیزشی، دیگر آگاهی، درک متقابل، دیگر مدیریتی، مهارت‌های اجتماعی و همدردی است که هرکدام به نحوی به تقویت هوش هیجانی کمک می‌کنند.

در این مبحث، فرد نه‌تنها باید نسبت به خودش شناخت پیدا کند، بلکه نسبت به اطرافیان و محیط اطرافش نیز باید شناخت داشته باشد تا بتواند به کنترل، تشخیص و تنظیم هیجانات در خود و دیگران دست یابد. بنابراین افرادی‌ که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، به‌راحتی می‌توانند تمام رفتار و روابط خودشان را کنترل نمایند و برای پیشرفت، راهکارهای مناسبی پیدا کرده و برخورد مناسب‌تری با مسائل داشته باشند. درنتیجه این مسئله به افراد کمک می‌کند تا بهتر با دیگران ارتباط برقرار کرده و روابط قوی‌تری ایجاد کنند. زیرا با درک بهتر ابعاد هوش هیجانی در معامله می‌توانید ارتباط بهتری با جامعه و اطرافیان خود برقرار نمایید و معاملات هوشمندانه‌تر و پرسودی را تجربه کنید.

چرا باید از هوش هیجانی در معامله استفاده کنیم؟

اهمیت هوش هیجانی در کسب‌وکار چیست؟ چگونه از هوش هیجانی برای پیشرفت استفاده کنیم؟ و یا هوش هیجانی چه ارتباطی با دستمزد بالا دارد؟ هوش هیجانی برای همه انواع روابط از شخصی تا حرفه‌ای بسیار اهمیت دارد و نشان‌ دهنده تلاقی احساسات و توانایی‌های ذهنی و عمومی است. بدین سبب هوش هیجانی و مهارت‌های افراد مرتبط با آن از اهمیت بسیاری برخوردار است و برای تصمیم‌گیری و مدیریت استرس در هر کسب‌وکاری ضروری به نظر می‌رسد. قطعا یک رهبر باید وضعیت عاطفی خود و احساسات دیگران را بشناسد تا بتواند از این اطلاعات برای تصمیم‌گیری‌های محاسبه شده و معین استفاده نماید.

رهبران موفق بر طیف گوناگونی از افراد با دیدگاه‌ها و خلق‌و‌خوهای متفاوت هستند، اثرگذاری بسیاری دارند که این تأثیرگذاری به سطح بالاتری از هوش مدیریت احساساتِ تریدر هیجانی نیاز دارد. زیرا مدیرانی که مجهز به هوش هیجانی بالا هستند به‌طور مؤثر می‌توانند موقعیت‌های پرتنش را خنثی کرده و مشکلات سازمانی را به‌صورت واضح حل کنند. بنابراین رهبران با صرف وقت بیشتر برای آشنایی با افراد و آگاهی بیشتر از احساسات خودشان می‌توانند هوش هیجانی در سازمان را تقویت نمایند.

نقش هوش هیجانی در معامله

اما تقویت هوش هیجانی در معامله می‌تواند منجربه افزایش سودآوری شما نیز گردد. افراد دارای هوش هیجانی بالا به‌طور متوسط درآمد بیشتری نسبت به افرادی که دارای این ویژگی نیستند، دریافت می‌نمایند. به‌طوری‌که هوش هیجانی به آن‌ها این امکان را می‌دهد که با موقعیت‌شناسی صحیح و شناخت زمان مناسب برای تصمیم‌گیری هوشمندانه معاملاتی درست و با کمترین میزان ضرر را از سر بگذرانند. درنتیجه تصمیماتی که با توجه به هوش هیجانی گرفته می‌شوند، اغلب تصمیمات بهتر و دقیق‌تری هستند که فقط کافی است به‌صورت دقیق شناسایی و مدیریت گردند.

۸ دلیل اهمیت هوش هیجانی در معامله چیست؟

هوش هیجانی یک توانمندی ارزشمند در هر کسب‌وکاری است که به افراد در به‌دست آوردن توانایی و مهارت‌ها‌ی گوناگون کمک می‌کند تا توسط آن‌ها بتوانند خود و دیگران را بهتر درک نمایند. همواره به مدیریت احساساتِ تریدر افراد در حوزه‌ی مدیریت مالی شخصی کمک می‌کند که سرمایه‌گذاری‌های درست و عاقلانه‌ای انجام بدهند و بتوانند برای حسابداری شخصی خودشان برنامه‌ریزی کنند تا پیش از انجام هر هزینه‌ای به جنبه‌های مختلف و کارکرد آن فکر کرده و با الگوبرداری از روش‌های مفید، موفق شوند.

هوش هیجانی اهمیت بسیاری در موفقیت افراد و افزایش هوش مالی دارد که با به‌کار گرفتن آن‌ها می‌توانید مدیریت بهتری در مسائل مالی و معامله داشته باشید. بنابراین شناخت این راهکارها به افراد کمک خواهد کرد تا بتوانند فعالیت‌های بهتری را انجام بدهند.

۱ـ خودآگاهی‌ و خودشناسی شما را افزایش می‌دهد

فواید هوش هیجانی در ابتدا با آگاهی‌ که نسبت به خودتان کسب می‌کنید، شروع می‌شود. هرفردی پیش از آن‌که بتواند ارتباط مؤثر، سودمند و قدرتمندی را با سایر افراد برقرار کند، باید قادر باشد اول خودش را درک نماید. بهتر است پرورش و تقویت خودآگاهی را با کار کردن بر روی درک احساسات خودتان آغاز کنید تا با افزایش خودآگاهی بتوانید به درک بالاتری نسبت به دیگران برسید. به‌طوری‌که شما باید نسبت به خود و تمام عکس‌العمل‌هایتان در شرایط مختلف کاملا آگاه باشید و احساسات خودتان را به‌طورکامل بشناسید.

با افزایش مدیریت احساساتِ تریدر خودآگاهی می‌توانید نقص‌هایتان را شناخته و آن‌‎ها را مرتفع کنید و با یافتن نقاط قوت خود به تقویت آن‌ها کمک نمایید. همچنین این موضوع می‌تواند در گرفتن تصمیمات بهتر کمک شایانی به شما بکند تا بتوانید نقاط قوت و ضعف را به شیوه‌ی صحیح مدیریت کنید. ممکن مدیریت احساساتِ تریدر است روند خودآگاهی به‌خصوص در مراحل اولیه دشوار و پراسترس باشد، اما به شخص این قدرت را می‌دهد تا در موقعیت‌ها‌ی سخت بازار و معاملات آرام مانده و اوضاع را مدیریت کند. برای عادت کردن به این کار می‌توانید به‌راحتی از تمرین مراقبه و تنفس عمیق کمک بگیرید یا اینکه آرام و ساکت بنشینید و آنچه‌ در درونتان اتفاق می‌افتد را با دقت، زیر ذره‌بین قرار دهید.

۲ـ شما را به فردی مثبت‌‌اندیش تبدیل می‌کند

ابعاد هوش هیجانی به‌شدت گسترده است که دو نکته‌ کاملا متضاد مثبت و منفی، به‌راحتی می‌توانند در تقویت یا پس‌رفت آن نقش یکسانی داشته باشند. برای تقویت هوش هیجانی در معامله، واکنش نشان دادن به احساسات منفی به‌ اندازه‌ واکنش نشان دادن به نکات مثبت، مهم است و همان‌طورکه باید به لحظات مثبت واکنش نشان دهید باید نکات منفی را نیز نادیده بگیرید. اشخاصی‌ که احساسات مثبت را تجربه می‌کنند، انعطاف‌پذیرتر هستند و روابط کاملی نسبت به دیگران دارند و مثبت‌اندیشی به این افراد کمک می‌کند که از شرایط سخت به آسانی عبور نمایند.

بنابراین استفاده از کلمات و جملات مثبت تأثیر زیادی در تقویت هوش هیجانی دارد و بهتر است از افراد منفی‌گرا دوری کرده و خود را با افراد مثبت‌‌اندیش احاطه نمایید. زیرا افرادی که در اطراف شما هستند، می‌توانند تأثیر زیادی بر روی شما داشته باشند و باعث می‌شوند که این جملات مثبت در ناخودآگاه شما ثبت شده و عملکرد ذهنیتان تغییر کند. بدون شک مدیریت احساساتِ تریدر اگر در هر کاری از جملات مثبت استفاده نمایید، به موفقیت نزدیک‌تر می‌شوید و خودتان باور خواهید کرد که توانایی رسیدن به اهدافتان را دارید.

۳ـ مشاهده‌گر دقیقی خواهید شد

یکی دیگر از دلایل اهمیت هوش هیجانی در معامله و ترید تبدیل کردن شما به مشاهده‌گری دقیق خواهد بود. تقویت هوش هیجانی در معامله منجربه این می‌شود که نسبت به واکنش‌ها‌یی که در قبال دیگران انجام می‌دهید دقت کافی داشته باشید. بدون شک وقتی مشاهده‌گری خوب و دقیق برای رفتار، کردار و گفتار خودتان و دیگران باشید، حتما قادر خواهید بود که نسبت مدیریت احساساتِ تریدر به خود و دیگران با مراعات رفتار نمایید. اگر زمان کافی صرف کنید و با دقت همه‌ی جوانب را درنظر بگیرید، به‌راحتی می‌توانید زاویه‌ی دید تازه‌ای نسبت به عملکرد خودتان و دیگران به‌دست بیاورید.

بنابراین بهتر است فقط تماشا کننده نباشد. بلکه موضوعی را که می‌بینید درک کنید تا بتوانید درمورد آن اطلاعاتی کسب کرده و نسبت به آن موضوعی که می‌بینید کنجکاو باشید. زیرا این کار نه‌تنها به شناخت خودتان بلکه به شناخت اطرافیانتان هم کمک خواهد کرد. درنتیجه برای خوب دیدن نیاز به وقت صرف کردن است که بهتر است وقت کافی بگذارید تا بتوانید مشاهده‌گر مفید و خوبی باشید.

۴ـ مهارت گوش دادن فعال را در شما تقویت می‌کند

یکی از مؤلفه‌ها‌ی تقویت هوش هیجانی در معامله این است که یاد بگیرید به‌جای عجله کردن یا گرفتن تصمیمی غیرقابل تغییر، به پیام‌ها‌ی کلامی ‌و غیرکلامی ‌به روشی کارآمد توجه نمایید. مهم‌تر‌ از همه باید تمرین کنید که با فروتنی به دیگران گوش فرا دهید تا سخنان طرف مقابل را به‌خوبی درک کنید. گوش دادن یعنی اینکه به افراد اجازه بدهید بدون اینکه بخواهید وسط حرف آن‌ها بپرید و یا با شک و تردید رفتار کنید، صحبت نمایند.

قطعا این گوش دادن فعال تنها با گوش‌هایتان نیست و شما باید با چشم‌هایتان نیز بشنوید تا حرکات و عکس‌العمل‌های طرف مقابلتان را ببینید و صحبت‌هایشان را به‌خوبی بشنوید. با انجام این کار حتما باید مشکلات خودتان را کنار بگذارید تا بتوانید وضعیت آن‌ها را درک کنید و قبل از نشان دادن هر واکنش خاصی درمورد احساساتشان تفکر کنید. همچنین بهتر است به نشانه‌‌های غیرکلامی در طول گفت‌وگو با افراد توجه کنید تا از هرگونه سوءتفاهم جلوگیری شده و به گوینده در طول صحبتش احترام بگذارید.

این کار بدان معنا نیست که چیز خاصی از آن‌ها یاد بگیرید، تنها هدف این است که بتوانید با احساسات این افراد آشنا شده و تصمیمات درستی نسبت به آن‌ها، باتوجه به عکس‌العمل‌هایشان بگیرید. درنتیجه فردی‌ که دارای هوش هیجانی بالایی است، برای درک و فهمیدن سخنان دیگران به‌خوبی گوش فرا می‌‌دهد.

۵ـ شما را وادار به هدف‌گذاری می‌کند

همان‌طور که می‌دانید معامله و ترید بدون هدف‌گذاری معنا و مفهوم خاصی ندارد و عملا تلاشی بی‌فایده است. تقویت هوش هیجانی در معامله این بینش را به شما خواهد داد که اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت برای خود تعیین نمایید و برای آن برنامه‌ریزی کرده و دست‌یابی به اهداف را یاد بگیرید. اهداف می‌توانند جهت‌دهی طولانی‌مدت و انگیزه‌ کوتاه‌‌مدت را فراهم کنند و موجب ایجاد و توسعه مهارت‌های شخصی در شما شوند. بدین سبب بهتر است که یک قلم و کاغذ برداشته و به این فکر کنید که می‌خواهید کجا و چگونه باشید و برای خود چند هدف مشخص تعیین نمایید. حتما اهدافتان را براساس قدرت و شدت و ضعف آن‌ها اولویت‌بندی کنید تا با مرور کردن آن‌ها، انگیزه زیادی به‌دست بیاورید.

۶ـ هوش هیجانی در معامله شما را با طیف وسیعی از دیدگاه‌ها آشنا می‌کند

یکی از مزیت‌های افزایش هوش هیجانی در معامله بررسی موضوعات و اتفاقات مختلف از دیدگاه‌های متفاوت است. ساده‌ترین راه‌ و روش برای به‌دست‌ آوردن دیدگاهی متفاوت، این است که خودتان را به‌جای فردی دیگر قرار دهید و اتفاقی که می‌افتد را از دیدگاه وی نگاه کنید. قطعا نمی‌توانید بگویید که کدام دیدگاه درست یا کدام دیدگاه غلط است، اما می‌توانید تصمیم بهتری بگیرید یا در تصمیم‌گیری صحیح به دیگران کمک نمایید.

حتی می‌توانید نظرات دیگران را نیز درمورد شخصیت خودتان بپرسید، چراکه دیدگاه دیگران نسبت به شما، با آن‌ چیزی‌ که خودتان می‌بینید کاملا متفاوت است. به‌‌عنوان مثال می‌توانید از دوستان و همکارانتان بپرسید که واکنش شما در موقعیت‌های تنش‌زا و پرهیجان چگونه است؟ پاسخ‌هایی که از آن‌ها دریافت می‌کنید به شما کمک خواهد کرد تا خودتان را بهتر بشناسید و تصمیم درستی بگیرد.

۷ـ برقراری ارتباطات مؤثر و سازنده

بخش اصلی و عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت شناخت عواطف در دیگران است که به تقویت روابط بین‌فردی کمک می‌کند. تأثیر هوش هیجانی در موفقیت شغلی، فردی، اجتماعی و حرفه‌ای موضوعی غیرقابل انکار است. با شناختی که درحال حاضر نسبت به هوش هیجانی داریم، می‌دانیم که شناخت افراد نسبت به خود و نوع رفتار و مدیریت احساسات و هیجاناتشان، آن‌ها را به این نتیجه رسانده که برای رسیدن به موفقیت باید به مواردی بیشتر از IQ توجه نماید. بنابراین با یک مدیریت درست بر عواطف و احساسات، می‌توانید نتیجه عملکرد ذهن دیگران را بهتر از قبل به نمایش بگذارید و تأثیر آن را بر معاملات خود ببینید.

۸ـ مسئولیت‌پذیر می‌شوید

پاسخ‌گو بودن انگیزه‌ای شخصی برای کسب و رشد موفقیت و متعهد بودن به مسئولیت‌پذیری خود است. برای تقویت هوش هیجانی‌ در معامله باید بتوانید پاسخ‌گو بودن را در خودتان تقویت کنید تا مسئولیت‌پذیرتر باشید. زیرا احساسات و اعمال هر شخصی نشأ‌ت ‌گرفته از خودش است و مسیر تقویت هوش هیجانی تا آخر عمر او ادامه دارد. بدین سبب وقتی فردی با تمرینات مشاهده و دقت، گوش دادن فعال، هدف‌گذاری، مثبت‌اندیشی، گسترش خودآگاهی و پاسخ‌گو بودن برای تقویت هوش هیجانی خود تلاش می‌کند، خواهد دید که این توانایی تا چه اندازه قدرتمند و حیاتی است.

به‌طوری‌که اگر کار اشتباهی انجام بدهد، شخصی را آزار بدهد، تصمیم اشتباهی بگیرد و یا به هرنحوی دردسری درست کند حتما باید مسئولیت آن را بپذیرد. شاید ممکن است پاسخ‌گو بودن در این موقعیت‌ها شما را وادار به عذرخواهی یا پذیرفتن مسئولیت عمل خطایتان نماید، اما درنتیجه با این کار خود را در مسیر تبدیل‌شدن به یک انسان قوی‌تر‌ قرار خواهید داد.

سخن نهایی

بدون شک همه افراد در مسیر شغلی اهداف و یا خواسته‌هایی را در ذهن خود دارند که برای رسیدن به آن‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. برای رسیدن به این اهداف و رؤیاها علاوه‌بر کار کردن نیاز به فکر کردن نیز هست که در این موارد هوش هیجانی می‌تواند کمک بسزایی به شما بکند و فرد را به آن‌ها برساند. افرادی‌ که هوش هیجانی بالایی دارند، به‌راحتی می‌توانند در این مسیر از توانایی خود استفاده کنند و همواره تلاش می‌کنند تا از طریق تقویت هوش هیجانی، از احساسات خود و دیگران، شناخت بهتری داشته باشند تا با استفاده از این شناخت همچون یک قطب‌نما برای یافتن مسیر موفقیت در کسب‌وکارشان عمل نمایند.

ما در این مقاله شما را با ۸ دلیل پراهمیت از بی‌‌شمار دلایل اثرگذاری مثبت هوش هیجانی در معامله آشنا کردیم که برای زندگی و مسیر شغلی شما کارایی بسیار بالایی دارند.

کنترل احساسات در بازار بورس

یکی از مهمترین موضوعات قابل توجه برای سرمایه‌گذاران، جهت ماندگار بودن در بازارهای مالی، کنترل احساسات است.

بازارهای مالی هم دارای سود و هم دارای زیان می باشند.
این طبیعی است که سود و زیان احساساتی را درون معامله‌گر به وجود بیاورد و بر رفتار او تأثیر بگذارد؛ پس اینکه بگوییم یک معامله‌گر «باید» تماما با منطق معامله کند و «هیچ» احساسی نسبت به اتفاقات زندگی مالی خود نداشته باشد، درک ناصحیح ما را از ذات انسان نشان می‌دهد.

بنابراین احساسات جزء لاینفک و همیشگی انسان می باشند؛ چه در زندگی شخصی و روزمره، چه در معامله و زندگی کاری!


فرض کنید سهامی را روی قیمت ۵۰۰ تومان خریده‌اید. برخلاف انتظار شما قیمت رو به افت می‌گذارد و به ۴۵۰ تومان کاهش پیدا می کند. در چنین شرایطی احساساتی در شما به وجود می‌آید و دائم به خود می گویید: «نه! من این سهم را نمیفروشم. انشاالله که به قیمت خریدم، برمیگردد» و اصطلاحاً به خود امید واهی و کاذب می دهید، غافل از اینکه سهام دلایل خود را برای بالا و پایین رفتن دارد، که شما به جای کشف آن دلایل و گرفتن تصمیم درست در مدیریت احساساتِ تریدر مورد آن سهم، نتوانسته‌اید احساسات خود را کنترل کنید و اجازه غلبه آنها را بر خود داده اید.

برعکس این موضوع نیز ممکن است اتفاق بیوفتد. شما سهامی را روی ۶۰۰ تومان می‌خرید. قیمت رشد می‌کند و به ۷۰۰ تومان می‌رسد. در این شرایط حسی در شما به وجود می‌آید که در نتیجه آن با خود می گویید: «نکند که سودم از دست برود» و سریع از معامله خارج می شوید، در حالی که ممکن است قیمت پس از آن نیز رشد بیشتری داشته باشد.


در بازارهای مالی برای کنترل احساسات به دو مشخصه نیاز است:

اول، سیستم معاملاتی شخصی و پایبندی به آن تحت هر شرایطی؛
دوم، تجربه؛ هرچه تجربه‌تان بیشتر باشد، بهتر می‌توانید افسار احساسات را در دست بگیرید.


گونه‌ای دیگر از بروز احساسات به صورت دعا و آرزو است. حتماً افرادی را دیده اید که بدون تحلیل و صرفاً با زیاد شدن صحبت‌های مثبت مردم درباره یک سهم، دست به خرید آن سهم میزنند. پس از خرید نیز، هر روز و با هر منفی می گویند: «ان شاءالله. به امید خدا. با نذری که برداشتم و. قیمت بالا می رود»! از قدیم گفته اند «از تو حرکت از خدا برکت» آنها همین جمله ساده را در زندگی و معاملات خود فراموش کرده‌اند و بدون هیچ گونه حرکت و تحلیلی، خواهان برکت و سود هستند!


پس همه ما باید از احساسات و تصمیم های احساسی که منجر به زیان مان می شود، دوری کنیم و باید از روی منطق و پایبندی به سیستم معاملاتی از پیش طراحی شده خودمان، تصمیم گیری و معامله کنیم. همانطور که گفته شد نادیده گرفتن احساسات امری محال است و کنترل آن بسیار زمان‌بر است و لازمه این کنترل تجربه است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.