حاشیه سود ناخالص


حاشیه سود در تحلیل بنیادی به چه معناست؟ (profit margin)

رویکرد تحلیل بنیادی، یکی از روش‌های تحلیل بورس می‌باشد. وضعیت یک شرکت از لحاظ صنعتی و اقتصادی در این روش مورد بررسی قرار داده می‌شود تا بتوان تخمینی از قیمت واقعی هر سهم آن زد. حاشیه سود در تحلیل بنیادی از گزاره‌های مهم و کاربردی در تحلیل بورس می‌باشد.

اطلاعات مالی، سود و زیان شرکت در این روش باید از سایت‌هایی مانند کدال که سایت بورس معتبر است، دریافت شود. شرکت‌هایی که در بورس حاضرند، صورت‌های مالی خود را در بازه‌های مشخص موظفند منتشر کرده و در دسترس سرمایه‌گذاران قرار دهند.

ضمن تحلیل این داده‌ها، تحلیل گران و سرمایه گذاران می‌توانند در مورد فروش یا خرید سهام هر شرکت، تصمیم گیری کنند. لازم به ذکر است که از طریق شرکت‌های کارگزاری تمامی این معاملات انجام می‌شود.

چندین آپشن مهم در تحلیل بورس به شیوه بنیادی استفاده می‌شود. حاشیه سود یکی از این موارد می‌باشد. با ما همراه باشید تا در ادامه به بررسی حاشیه سود در تحلیل بنیادی بپردازیم.

تعریف حاشیه سود در تحلیل بنیادی

حاشیه سود در تحلیل بورس، به نسبت سود به فروش می‌گویند. درواقع باید میزان سود را بر فروش برای محاسبه‌ی آن، تقسیم کرد. با ضرب کردن عدد بدست آمده در ۱۰۰، درصد حاشیه سود بدست می‌آید.

برای مثال در صورتی که حاشیه‌ی سود شرکتی برابر با ۲۰ درصد باشد، به این معنی است که به ازای فروش ۱۰۰ تومان، ۲۰ تومان سود بدست آمده است.

تعریف حاشیه سود در تحلیل بنیادی

استفاده از حاشیه سود در تحلیل بورس

حاشیه سود در تحلیل بنیادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. می‌توان تحلیل‌های بسیار خوبی از وضعیت شرکت با محاسبه‌ و دانستن این گزاره، ارائه داد.در صورتی که نسبت به گذشته رقم حاشیه سود شرکتی کمتر شده باشد، دلایل متعددی می‌توان برای آن در نظر داشت.

از جمله این دلایل می‌توان موارد زیر را نام برد:

  1. سوددهی شرکت مذکور نسبت به قبل کمتر شده است.
  2. کاهش قیمت محصول نسبت به گذشته
  3. افزایش هزینه‌های جانبی شرکت
  4. ضعف مدیریت هزینه‌ها توسط مدیران شرکت

در صورتی که روند کاهش در حاشیه سود شرکتی نسبت به گذشته وجود داشته باشد، خرید سهام شرکت به نفع سرمایه گذاران نخواهد بود.

حاشیه سود شرکت در صورتی که بتواند هزینه‌های خود را کاهش داده اما سود خالص آن‌ها تغییر نکند، افزایش خواهد یافت. در این حالت به سهام این شرکت می‌توان خوش‌بین بود.

جهت بررسی تغییرات حاشیه سود یک شرکت، لازم است گزارش عملکرد دوره‌ای شرکت مورد مطالعه قرار گیرد.

حتما توصیه می‌کنیم تغییرات حاشیه سود شرکت را در صورتی که قصد خرید سهم آن را دارید، نسبت به مقدار آن در گذشته مقایسه نمایید. افزایش حاشیه‌ی سود می‌تواند نشانه‌ی خوبی بر این باشد که بتوان سهم شرکت را خرید و از طریق آن سود کسب کرد.

اما در صورتی که شاهد روند نزولی گزاره‌ حاشیه سود شدید، توصیه می‌کنیم که در اسرع وقت از سهام شرکت مربوطه خارج شوید.

استفاده از حاشیه سود در تحلیل بورس

البته صرفا نمی‌توان در بررسی و تحلیل بورس به یک گزاره استناد کرد و تصمیم گیری نهایی را بر مبنای آن قرار داد. با این وجود دیدگاه موثری می‌توان از طریق حاشیه سود نسبت به مدیران و وضعیت فعلی شرکت بدست آورد.

به بیانی، حاشیه سود در تحلیل بنیادی مهم و لازم است، اما به تنهایی کافی نیست.

انواع حاشیه سود

حاشیه سود به سه نوع حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی تقسیم می‌شود. هرکدام از این موارد به محاسبه و بررسی المانی مهم در شرکت مورد نظر به بررسی می‌پردازد.

حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص یک شرکت از تقسیم سود خالص بر درآمد یک شرکت بدست می‌آید. البته توجه کنید که در یک بازه‌ی زمانی مشخص این پارامتر در نظر گرفته می‌شود.

حاشیه سود ناخالص

محاسبه‌ی حاشیه سود ناخالص همانند خالص می‌إاشد. تفاوتی که وجود دارد این است که در صورت تقسیم، میزان سود ناخالص جای‌گذاری می‌شود. پس طبق این توضیح می‌توان گفت با تقسیم میزان سود ناخالص بر درآمد کل شرکت، حاشیه سود ناخالص بدست می‌آید.

حاشیه سود عملیاتی

در این قسمت میزان سود عملیاتی شرکت بر میزان درآمد کل تقسیم می‌شود و حاشیه سود عملیاتی بدست می‌آید.

مزایا و معایب حاشیه سود در تحلیل بنیادی

حاشیه سود می‌تواند برای میزان سودآوری یک شرکت معیار بسیار خوبی باشد. می‌توان یک دید کلی از میزان توانایی شرکت در کنترل هزینه‌ها با در نظر گرفتن تمام هزینه‌های پرداخت شده از طرف شرکت برای تولید محصول و همچنین درآمد بدست آمده از فروش محصولات، به دست آورد.

حاشیه سود بالا نشان از آن دارد که قیمت گذاری محصولات مناسب، هزینه‌های پرداختی تولید محصول تحت کنترل و همچنین مدیریت کارآمد بوده است. از طرفی دیگر کاهش میزان سود شرکت هشداری برای تغییر روند هزینه‌های شرکت و قیمت‌گذاری می‌باشد.

محدودیت‌های حاشیه سود چیست؟ جاییکه که فروش‌های یکباره گاهی شرایط را فریبنده جلوه می‌دهد. بدان معنی که گاهی تحت تاثیر عواملی، شرکت با فروش یکباره توانسته در سطح بالایی حاشیه سود خود را نگه دارد. چنین ارقامی برای حاشیه سود به صورت ناپایدار خواهند بود.

محدودیت دیگر این گزاره زمانی معنا پیدا می‌کند که شرکت‌های دارای مدل‌های تجاری متفاوتی باشند. در واقع نمی‌توان مقایسه دقیقی به وسیله محاسبه حاشیه سود از شرکت‌ها در صنایع مختلف بدست آورد. شرایط سوددهی در این شرایط در صنایع مختلف متفاوت است.

کلام آخر

حاشیه سود در تحلیل بنیادی می‌تواند یک معیار خوب از میزان سودآوری شرکت‌ها باشد. همانطور که در بالا اشاره کردیم حاشیه سود شامل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی می‌شود. هر کدام از این موارد فرمول‌ محاسباتی مخصوص خود را دارد. حاشیه سود بالاتر در یک شرکت نشان دهنده‌ی مدیریت و کنترل خوب هزینه‌های شرکت، قیمت گذاری مناسب محصولات و به کار گرفتن استراتژی فروش مناسب و خوب در بازار است.

مقدمه

جواب این سوال را در پایان این نوشتار کاربردی با هم مرور خواهیم کرد.

سود ناخالص:

اگر درآمد حاصل از کل فروش یک شرکت را برای یک دوره خاص (مثلا 1 ساله) داشته باشیم و بهای تمام شده کالا و خدمات به فروش رفته را از آن کسر کنیم، باقیمانده را سود ناخالص می نامند.

سود عملیاتی:

سود ناخالص فعلا اختلاف بین کل فروش و بهای تمام شده را نشان می دهد،حال اگر از سود ناخالص هزینه های مربوط به فروش، هزینه های عملیاتی، واحد تجاری از جمله اجاره و بیمه،حمل و نقل و کرایه، حقوق و دستمزد و استهلاک و . را کسر کنیم حاصل آن سود عملیاتی خواهد بود.

سود خالص:

برخی دیگر از هزینه ها از جمله بهره، مالیات و همچنین کلیه جریانات وجوه ورودی و خروجی را باید در سود عملیاتی اثر داد. حاصل این تغییرات در سود عملیاتی و عددی که پس از محاسبه کل کسورات به دست می آید را سود خالص می نامیم.

حاشیه سود چیست؟

به طور ساده اگر هر کدام از سودهای محقق شده شامل سود ناخالص، عملیاتی و یا خالص را بر کل درآمد شرکت در آن دوره تقسیم و حاصل را در 100 ضرب کنیم، حاشیه سود شرکت به واحد درصد به دست می آید.

برای مثال در شرکت هجرت با فروش 2250 میلیارد تومانی، 70 میلیارد سود خالص محقق شده است، در نتیجه حاشیه سود خالص 3.1 می باشد.

منظور از EPS چیست ؟

سود خالص را اگر در بازه یک ساله در نظر بگیریم و بر تعداد سهام شرکت تقسیم کنیم به آن EPS ( Earning Per Share ) یا سود هر سهم که اصطلاحی رایج به حساب می آید اطلاق می شود.

منظور از DPS چیست ؟

بخشی یا کل سودی که برای هر سهم در یک سال مالی محقق شده را می توان بین سهامداران بصورت نقدی توزیع کرد که به آن DPS (Dividend Per Share) می گویند.

نسبت پی بر ای ( P/E ) :

یکی از نسبت های موثر و کاربردی در تحلیل سهام نسبت قیمت سهم به سود یا درآمد آن می باشد. برای مثال اگر قیمت سهم 100 تومان و سود هر سهم 20 تومان باشد، نسبت پی به ای آن 5 مرتبه خواهد بود که با مقایسه این نسبت در گروه های مالی میتوان رشد قیمت نسبت به درآمد سهم را سنجید.

نکات مهم:

در تعریف حاشیه سود ناخالص سود و محاسبه حاشیه سود باید هر گروه را بصورت مستقل در نظر داشت. برای مثال نمی توان حاشیه سود یک شرکت پخش دارویی را با یک شرکت خودروساز مقایسه کرد.

لزوما کل سود محقق شده بصورت سود نقدی یا DPS بین سهامداران توزیع نمی شود و ممکن است برای اموری همچون سود انباشته استفاده گردد.

نسبت پی به ای به تنهایی معیار کاملی برای تحلیل ارزندگی شرکت ها نیست.برای بسیاری از شرکت ها که سود قابل تحقق یا تحقق یافته ندارند و اتفاقا هر دوره در حال شناسایی زیان هستند و همچنین در شرایطی که تورم بر ارزش گذاری شرکت ها حاکم است، باید از روش های دیگری برای سنجش استفاده کرد.

روش های محاسبه سود

در این مقاله سعی شده است تا شما را با دو روش محاسبه سود آشنا کنیم

سود به روش لایفو بهتر محاسبه می شود یا فایفو؟

fifo / فایفو

روشی است كه موجودی ها همواره به طور منظم گردش داشته و همواره كالاهای جديد وتازه در دسترسی باشد.

مثلا در يك كارخانه رنگ سازی ممكن است ابتدا قوطی های رنگ قديمی به فروش برسد واز ماندن زياد وفساد آن جلوگيری گردد به اين روش كه از اولين موجودی های اول استفاده شود روش اولين وارده يا فايفو گويند.

اما در مورد برخی از اقلام ديگر موجودی روش اولين صادره آن معمولا از آخرين محموله كه در سطح بالا قرار گرفته است صورت ميگيرد اما داروها ويا سبزيجات يا كالاهای زود فاسد شدنی بايد ابتدا به مصرف برسد يعنی كالاهای اول وارده اول صادر شود به روش اولين صادره از آخرين وارده لايفو گويند.

كاربرد اين روش كه متداولترين روش ارزيابی موجودی هاست بسيار آسان است گردش اقلام بهای تمام شده در اين روش معمولا با گردش فيزيكی اقلام موجودی ها مطابقت ميكند.

ضمنا اجرای اين روش در دوره هايی كه قيمت ها در حال افزايش است موجب ايجاد سود ناخالص بيشتر ميشود عليرغم مزايای فوق سود بيشتر موجبات ماليات بر درآمد بيشتر را فراهم می آورد ودرآمدهای جاری با اقلام بهای تمام شده نسبتا قديمی مقايسه می شود ودر نتيجه كارايی و سودآوری بيش از واقع نشان داده می شود ضمن اينكه برای جايگزينی اقلام موجودی ها بهای بيشتري نيز بايد پرداخت كرد.

تطابق (مقابله) اقلام بهای تمام شده قديمی با درآمدهای جاری موجب ايجاد سوء ناشی از نگهداری موجودی ها ميشود كه بنوبه خود باعث نشان دادن قدرت سود آوری بيش از واقع واحتمالا گمراهی گروههای ذینفع می شود.

lifo / لایفو

مزيت عمده اين روش اين است كه در دوره افزايش قيمتها سود ناخالص به ميزاني كمتر محاسبه و ماليات بر درآمد كمتری پ رداخت گردد. كه موجب بهبود وضعيت نقدينگی وگردش وجوه نقد می شود ضمنا درآمد جاري با اقلام بهای تمام شده نزديك به قيمت های جاری مقايسه و مقابله و در نتيجه سود ناخالص نيز سود آوری تجاری را بهتر نشان می دهد.

اگر اين روش در چند دوره مالی متوالی به كار برده شود اقلام موجودی های منعكس در ترازنامه با ارزش به مراتب كمتر از قيمتهاي جاری در موقع افزايش قيمت ها نشان داده ميشود زيرا مبنای اقلام بهای تمام شده قديمی ونسبتا ارزان (كه موجب پايين آمدن غير عادی بهای تمام شده كالای فروش رفته است) محاسبه و ارزيابی شده است وافزايش سود غير معقولی را موجب خواهد شد.

در دورهايی كه قيمت ها در حال افزايش باشد اجرای لايفو موجب محاسبه سود ناخالص كمتر در مقايسه با روش فايفو می شود اگرچه سود كمتر موجب پرداخت ماليات كمتری می گردد اما سود هر سهم ارائه تصويری نادرست از قدرت سودآوری شركت يا واحد تجاری را موجب می شود لذا اين است كه مسئولين كشورهاي صنعتی شركتها را مقيد كرده اند تا جهت مقاصد مالياتی در صورت استفاده از لايفو آن را در محاسبه سود ناخالص به منظور گزارشگری مالی نيز بكار برند.

حساب جم با بیش از ۲۳ سال سابقه در ارائه گزارش حسابرسی شرکتها، موسسات و اشخاص در حداقل زمان ، دفاعیه مالیاتی، همچنین کاهش قطعی مالیات مشاغل و اشخاص حقیقی و رسیدگی به جرائم مالیات تراکنشهای بانکی توانسته است رضایت کامل شما عزیزان را جلب نماید. حساب جم با تهیه و تنظیم اظهارنامه های مالیاتی در اسرع وقت و استقرار بهینه حسابداری منطبق با استانداردهای حسابداری در بین برترین های حرفه خود در کشور قرار دارد. تخصصی ترین خدمات حسابرسی و حسابداری را از متخصصین و مشاوران مالیاتی حساب جم بخواهید

روش های محاسبه سود چگونه است؟

روش های محاسبه سود چگونه است؟

از آنجایی که سود نمایانگر موفقیت تجارت و کسب و کار شماست لازم است با روش های محاسبه سود آشنا شوید. بسیاری میزان سود را با ارزش شرکت و یا مجموعه در ارتباط مستقیم میدانند. به همین دلیل مهم است که مدیران اجرایی با انواع روش های محاسبه سود آشنا شوند. همانطور که از عنوان مقاله مشخص است سود روش های مختلفی برای محاسبه دارد. در صورتی که هزینه ها را از درآمد کم کنیم میزان سود حاشیه سود ناخالص به دست میاید. اگر بخواهیم این مسئله را به شکل یک فرمول نشان دهیم باید نوشت:

درآمد- هزینه= سود

البته در نظر داشته باشید که فرمول بالا از ساده ترین روش های محاسبه سود است. هر چه یک کسب و کار گسترده تر باشد، روش های پیچیده تری برای محاسبه میزان سود آن عنوان میشود. سود را به سه دسته تقسیم میکنند. سود خالص، سود عملیاتی و سود ناخالص از جمله معروف ترین زیر مجموعه های سود هستند که هرکدام روش متفاوتی برای محاسبه دارند.

سود ناخالص

در روش های محاسبه سود در صورتی که بهای تمام شده کالا را از درآمد حاصل از فروش آن کسر نماییم سود ناخالص به دست خواهد آمد. بهای تمام شده کار در این بخش عموما شامل هزینه های مربوط به مواد اولیه و هزینه های مربوط به دستمزد خواهد بود. برای محاسبه سود ناخالص هزینه های یک باره همانند هزینه مربوط به تجهیزات و هزینه های سربار همانند هزینه های مربوط به مالیات در نظر گرفته نمیشوند. به همین دلیل آن را سود ناخالص گویند. برای محاسبه سود ناخالص از فرمول زیر استفاده میشود:

حاشیه سود ناخالص = (فروش خالص – COGS) ÷ فروش خالص

از میان روش های محاسبه سود، سود ناخالص چندان دقیق نیست و نباید مبنای عملکرد مجموعه باشد. عموما سود ناخالص به دلیل عدم محاسبه هزینه های عملیاتی مقدار بیشتری را نسبت به دیگر انواع سود نشان میدهد. در تهیه و تنظیم صورت سود و زیان، محاسبه سود ناخالص اهمیت دارد. سود ناخالص همچنین نشان میدهد که یک شرکت در بکارگیری نیروی کار و تجهیزات تا چه اندازه کاربردی و موفق عمل کرده است.

سود عملیاتی

در روش های محاسبه سود و برای به دست آوردن سود عملیاتی تنها به بهای کالای به فروش رسیده و هزینه تمام شده اکتفا نمیشود. در واقع برای محاسبه هزینه تمام شده فاکتورهای متعددی در نظر گرفته میشوند. هزینه هایی چون حمل و نقل، اجاره، بیمه، کرایه، حقوق و دستمزد و … همه در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته میشوند؛ این موارد را هزینه های عملیاتی میدانند. در این سود هزینه هایی همچون استهلاک نیز محاسبه شده و از کل سود کم میشود. هرچند سود عملیاتی دقیق تر از سود ناخالص است اما باز هم نسبت به سود خالص کاستی هایی دارد.

فرمول محاسبه سود عملیاتی:

سود عملیاتی =درآمد عملیاتی – هزینه‌ کالاهای فروخته‌شده (COGS) – هزینه‌های عملیاتی – استهلاک

در صورتی که هزینه هایی همچون بهره و مالیات در سود عملیاتی در نظر گرفته نشود به آن EBIT میگویند. به سود عملیاتی، درآمد قبل از مالیات و بهره گفته میشود. در محاسبه سود عملیاتی هزینه های ثابت به حساب نخواهند آمد. هزینه های ثابت شامل مواردی چون اجاره، تبلیغات، بیمه، حقوق کارمندانی که مستقیما در فرآیند تولید دخالت ندارند و … میشود.

سود خالص در محاسبه انواع روش های سود

در انواع روش های محاسبه سود، سود خالص نشان دهنده توانایی شرکت برای تبدیل درآمد به سود است و محاسبه آن از اهمیت بالایی برخوردار است. سود خالص نشان میدهد که پس از محاسبه تمام هزینه ها و جریان های درآمدی در نهایت چقدر از درآمد شما باقی مانده است. به همین دلیل برای محاسبه سود خالص لازم است هزینه های عملیاتی، هزینه های سربار، COGS، هزینه های جاری و … از کل درآمد کسر شود.

فرمول سود خالص در انواع روش های محاسبه سود:

فرمول دوم:

حاشیه سود خالص = (درآمد خالص ÷ درآمد) × 100

در حقیقت سود خالص پس از کسر تمام هزینه ها به دست میاید. در نظر داشته باشید که سود خالص همیشه مقدار مثبت ندارد و ممکن است گاهی منفی شود. در این صورت دیگر سود خالص نیست و به آن زیان خالص میگویند. برای افزایش سود خالص راهکارهایی همچون رشد درآمدها و کاهش هزینه ها پیشنهاد میشود.

سود غیر عملیاتی

تا اینجا در انواع روش های محاسبه سود به سود خالص، سود عملیاتی و سود ناخالص پرداختیم. سود غیرعملیاتی یکی دیگر از روش هایی است که از آن برای محاسبه سود استفاده میکنند. هرچند نسبت به سایر روش ها کمتر متداول است اما گاها سود غیرعملیاتی هم کاربردی واقع میشود. در صورتی که مجموعه از محل فعالیت های غیر مرتبط با موضوع فعالیت فعلی سودی کسب نماید، آن را سود غیر عملیاتی گویند.

حاشیه سود شرکت

حاشیه سود (profit margin) چیست و در انواع روش ها برای محاسبه سود چه نقشی دارد؟ برای به دست آوردن حاشیه سود لازم است ابتدا سود خالص را همانطور که در بخش های قبلی به آن اشاره شد به دست آورید. در مرحله بعد لازم است سود خالص به دست آمده را بر درآمد فروش تقسیم کنید. حاشیه سود بیشتر به صورت درصدی بیان میشود و عنوان میدارد که به ازای هر صد میلیون تومان فروش چقدر سود به دست می آید. هر چه حاشیه سود درصد بالاتری داشته باشد به این معنی است که شرکت سود بیشتری کسب کرده است.

همانند انواع روش های محاسبه سود روش های مختلفی برای محاسبه حاشیه سود وجود دارد. حاشیه سود نیزبه سه بخش حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص تقسیم میشود. هر یکی از این موارد کاربرد مختص خود را دارند. به عنوان مثال حاشیه سود عملیاتی برای مقایسه بازده سود مجموعه در طول زمان به کار میرود.

حاشیه سود ناخالص = سود ناخالص / درآمد * 100

حاشیه سود عملیاتی = سود عملیاتی / درآمد * 100

حاشیه سود خالص = درآمد خالص / درآمد * 100

توجه داشته باشید که از بین تمام موارد ارائه شده حاشیه سود خالص بیش از بقیه به سود واقعی نزدیک است و در بیشتر مواقع برای محاسبه به آن استناد میکنند. با این حال سود عملیاتی و سود ناخالص نیز در جای خود اهمیت دارند. به عنوان مثال از سود عملیاتی برای بررسی قابلیت سوددهی عملیاتی یک واحد تجاری استفاده میکنند. سود خالص، سود ناخالص و تفاوت میان این دو یکی از مولفه هایی است که سهامداران و سرمایه گذاران توجه زیادی به آن دارند.

حاشیه سود ناخالص چیست؟

حاشیه سود ناخالص یک معیار سودآوری است که نشان دهنده درصد درآمد است که بیش از هزینه کالاهای فروخته شده است. این نشان می دهد که چگونه یک تیم مدیریت اجرایی شرکت موفق به تولید درآمد از هزینه هایی که در تولید محصولات و خدمات خود درگیر هستند. به طور خلاصه، این عدد بیشتر است، مدیریت کارآمدتر در تولید سود برای هر دلار از هزینه کار است.

حاشیه سود ناخالص با استفاده از کل درآمد منحصرا هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) محاسبه می شود و تفاوت را با درآمد کل تقسیم می کند. نتیجه حاشیه ناخالص معمولا با 100 افزایش می یابد تا این رقم را به عنوان یک درصد نشان دهد. COGS مبلغی است که شرکت برای تولید کالاها یا خدماتی که آن را به فروش می رساند هزینه می شود.

حاشیه سود ناخالص

چندین لایه سودآوری وجود دارد که تحلیلگران برای ارزیابی عملکرد یک شرکت نظیر سود ناخالص، سود عملیاتی و درآمد خالص نظارت می کنند. هر سطح اطلاعاتی در مورد سودآوری شرکت ارائه می دهد. سود ناخالص، سطح اول سودآوری، به تحلیلگران می گوید که چطور یک شرکت در ایجاد یک محصول یا ارائه خدمات در مقایسه با رقبا است. حاشیه سود ناخالص، که به صورت درآمد ناخالص تقسیم بر درآمد محسوب می شود، به تحلیلگران اجازه می دهد که مدل های تجاری را با یک استاندارد قابل اندازه گیری مقایسه کنند.

بدون مزیت ناخالص کافی، یک شرکت نمی تواند هزینه های عملیاتی خود را پرداخت کند. به طور کلی، حاشیه سود ناخالص شرکت باید پایدار باشد، مگر اینکه تغییری در مدل کسب و کار شرکت داشته باشد. به عنوان مثال، هنگامی که شرکت ها بعضی از تابع های زنجیره تامین را خودکار می کنند، سرمایه گذاری اولیه ممکن است بالا باشد؛ با این حال، هزینه کالاهای فروخته شده به علت هزینه های پایین تر کارایی بسیار پایین است.

تغییرات صنعت در تنظیمات و یا حتی تغییر در استراتژی قیمت گذاری شرکت ممکن است حاشیه سود را در اختیار بگیرد. اگر یک شرکت محصولات خود را با یک حق بیمه در بازار به فروش برساند، همه چیز دیگر برابر است، آن دارای حاشیه نزولی بیشتری است. اگر قیمت بیش از حد بالا باشد، مشتریان ممکن است محصول را خریداری نکنند.

مثال حاشیه سود ناخالص

تحلیلگران از حاشیه سود ناخالص برای مقایسه مدل های تجاری با رقبا استفاده می کنند. شرکت های کارآمد تر و یا بالاتر از آن، حاشیه سود بیشتری را مشاهده می کنند. به عنوان مثال، اگر شما دو شرکت داشته باشید که هر دو ویجت می سازند و یک شرکت می تواند ویجت ها را با یک پنجم هزینه در یک زمان مشابه ایجاد کند، این شرکت در بازار حاشیه سود دارد. این شرکت راه را برای کاهش هزینه های کالای فروخته شده توسط رقیب خود کشف کرده است. برای جبران کسری درآمد ناخالص، رقیب با دو برابر شدن قیمت محصول خود، که باید درآمد را افزایش دهد، شمارش می کند. متاسفانه، قیمت فروش را افزایش خواهد داد اما تقاضا را کاهش داد، زیرا مشتریان نمیخواستند قیمت محصول دو برابر شود. رقیب حاشیه سود و سهم بازار را از دست داد.

فرض کنید شرکت ABC 20 میلیون دلار درآمد حاصل از تولید ویدجت ها را کسب کرده و 10 میلیون دلار هزینه های مربوط به COGS را به همراه داشته است. سود ناخالص ABC 20 میلیون دلار منهای 10 میلیون دلار است. در واقع می توان حاشیه ناخالص به عنوان سود ناخالص $ 10 میلیون تقسیم بر 20 میلیون $ است که حاشیه سود ناخالص 0.50 یا 50 درصد را محاسبه کند. این بدان معنی است که ABC 50 سنت را به حاشیه سود می پردازد.

حاشیه سود ناخالص

تفاوت بین حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص دو نسبت سودآوری جداگانه است که برای ارزیابی ثبات مالی شرکت و سلامت کلی استفاده می شود.

حاشیه سود یک درصد اندازه گیری سود است، بیانگر میزانی است که شرکت برای هر دلار از فروش به دست می آورد. اگر یک شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست آورد، حاشیه سود بالاتری دارد.

حاشیه سود خالص در برابر سود ناخالص

مهم است که تفاوت بین شرایط نام تجاری سود و سود ناخالص را بدانید. حاشیه سود ناخالص به عنوان یک درصد نشان داده شده است، در حالی که سود خالص یک مقدار مطلق است.

سود ناخالص، درآمد مطلق از درآمدی است که یک شرکت فراتر از هزینه های تولید مستقیم آن تولید می کند. بنابراین، ارائه یک جایگزین از معادله سود ناخالص، درآمد ناخالص به درآمد کل تقسیم می شود.

شکل سود ناخالص از کاربرد کمی تحلیلی است زیرا تعداد آن را در انزوا ارائه می دهد، نه به ارائه یک رقم محاسبه شده در رابطه با هزینه ها و درآمد. بنابراین، حاشیه سود ناخالص برای تحلیلگران بازار و سرمایه گذاران بیشتر است.

برای نشان دادن تفاوت، شرکتی را که سود ناخالص یک میلیون دلار را نشان می دهد، در نظر بگیرید. در نگاه اول، شکل سود ممکن است چشمگیر باشد، اما اگر حاشیه ناخالص برای این شرکت تنها 1٪ باشد، پس فقط افزایش 2 درصدی هزینه های تولید به اندازه کافی است تا شرکت پول را از دست بدهد.

سود ناخالص و حاشیه سود تنها دو اندازه گیری سودآوری است. همانطور که در ادامه خواهیم دید، حاشیه سود خالص، که شامل کل هزینه های شرکت می شود، استاندارد قطعی است، و تحلیل دقیق آن توسط تحلیلگران و سرمایه گذاران انجام می شود.

حاشیه سود خالص نسبت سود خالص به درآمد برای یک شرکت یا بخش تجاری است. به عنوان یک درصد بیان می شود، حاشیه سود خالص نشان می دهد که هر دلار از یک شرکت به عنوان درآمد به سود حاصل می شود.

سودآوری خالص یک تمایز مهم است زیرا افزایش درآمد لزوما به افزایش سودآوری نمی انجامد. سود خالص و سود ناخالص (درآمد منهای هزینه کالاها) منهای هزینه های عملیاتی و سایر هزینه های مانند مالیات و بهره پرداخت شده در بدهی است. اگرچه حاشیه سود ناخالص ممکن است پیچیده تر شود، سود خالص برای ما محاسبه می شود و در درآمد خالص، درآمد خالص نشان داده می شود.

مهم است توجه داشته باشیم که ممکن است یک شرکت حاشیه سود منفی داشته باشد. حاشیه سود خالص منفی زمانی اتفاق می افتد که یک شرکت در طول سه ماه یا سال سود خود (پول) را از دست بدهد، اما از دست دادن می تواند یک مسئله موقت برای این شرکت باشد. دلایل زیان می تواند افزایش هزینه های کار و مواد خام، دوره های رکود اقتصادی و معرفی ابزارهای تکنولوژیکی مخرب باشد که می تواند بر خط پایین شرکت تأثیر بگذارد.

سرمایه گذاران و تحلیل گران معمولا از حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص استفاده می کنند تا میزان کارایی مدیریت یک شرکت در سود آوری نسبت به هزینه های تولید کالاها و خدمات آنها را بدست آورند. بهتر است که حاشیه ها را در مقایسه با شرکت های مشابه در یک صنعت و چندین دوره برای بدست آوردن هر گونه روند، مقایسه کنید.

رشد ۴۱ درصدی حاشیه سود ناخالص این نماد

شرکت کشتیرانی دریای خزر در صورت مالی تلفیقی ۱۲ ماهه سال ۱۴۰۰ از تحقق سودی شبیه به سال قبل و برابر ۱۴۵ میلیارد تومان خبر داد.

به گزارش نبض بورس،شرکت کشتیرانی دریای خزر با نماد معاملاتی حخزر در سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۰، با رشد ۵۳ درصدی نسبت به سال قبل به درآمد عملیاتی ۷۲۵.۷ میلیارد تومانی با بهای تمام شده ۵۰۲.۴ میلیارد تومانی دست یافته است.

در این ۱۲ ماهه سود ناخالص با جهش ۱۱۸ درصدی به رقم قابل توجه ۲۲۳.۲ میلیارد تومان رسیده است، اما سود عملیاتی تنها با ۳ درصد رشد ۱۵۹.۷ میلیارد تومان بوده است.

حخزر در این سال مالی قادر به شناسایی ۱۴۴.۹ میلیارد تومان سود خالص معادل ۱۳۴.۲ تومان به ازای هر سهم شده، که این رقم تقریبا هم سطح با سود سال ۹۹ شرکت بوده و فقط ۱ درصد بیشتر شده است.

در این دوره مالی حاشیه سود ناخالص شرکت با ۴۱ واحد افزایش ۳۱ درصد و حاشیه سود خالص با ۳۳ واحد کاهش ۲۰ درصد گزارش شده است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.