خط و نشان جهانی برای بورس


شتاب تورمی از قدرت خرید پیشی گرفت

یک اقتصاددان با اشاره به اینکه طبقه متوسط جامعه نمی‌تواند قدرت خرید خود را متناسب با شتاب‌های بزرگ تورمی افزایش دهد، تعدیل دستمزدها را متناسب با این تورم‌ها مناسب ارزیابی نکرد.

به گزارش اقتصاد نگار به نقل از ایسنا، حسین راغفر، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س)، با بیان اینکه سفته‌بازی‌های بازار ارز می‌تواند بخشی از اقشار طبقات متوسط جامعه را به زیر خط فقر بکشاند، اظهار کرد: طبقات متوسط نمی‌توانند قدرت خریدشان را متناسب با شتاب‌های بزرگ تورمی افزایش دهند، چرا که معمولا دستمزد ثابتی دارند. از سوی دیگر تعدیل دستمزدها هم با نرخ‌های تورم وحشتناک موجود متناسب نیست، بنابراین قدرت خرید این طبقات پایین می‌آید و حتی پس‌اندازهایشان را از دست می‌دهند.

قدرت خرید اکثریت طبقات متوسط و پایین جامعه کاهش پیدا کرده است

راغفر با بیان اینکه سال‌های زیادی است که ما فرآیند ضعیف شدن طبقات متوسط را در جامعه شاهد هستیم، ادامه داد: برای طبقه متوسط تعاریف متفاوتی وجود دارد و کشورهای مختلف آن را به اشکال مختلف تعریف کرده‌اند. بعضی کشورها طبقه را بر اساس شغل یا درآمد تعریف می‌کنند، در حالی که ما در کشور چنین مبنای مشخصی نداریم؛ با این حال اگر بخواهیم بر اساس درآمد صحبت کنیم، طبقه متوسط همان صاحبان درآمدهای میانی جامعه هستند که در شرایط فعلی قدرت خریدشان به شدت کاهش پیدا کرده است.

وی با بیان اینکه طبقات ضعیف هم در این شرایط بسیار آسیب دیده‌اند گفت: ما در لایه‌های پایین و مثلا چهار دهک درآمدی پایین جامعه یک سقوط درآمدی را شاهد هستیم. هر چند عده قلیلی توانستند در این اوضاع ارزی سرمایه‌های خود را در کانال‌های سودآور سرمایه‌گذاری کرده و به طبقات بالاتر بروند، اما قدرت خرید اکثریت طبقات متوسط و پایین جامعه به شدت کاهش پیدا کرده است.

شرایط اقتصادی بر رفتار طبقات متوسط تاثیر گذاشته است

این اقتصاددان با بیان اینکه این شرایط اقتصادی باعث می‌شود تا رفتارهای طبقات متوسط هم تغییر پیدا کند، اظهار کرد: برخی از افراد در اقشار متوسط سعی می‌کنند با دو شیفت کار کردن یا محدود کردن الگوهای مصرفی، خودشان را با این شرایط وفق دهند؛ به صورتی که حتی ممکن است بعضا پس‌اندازهای خود را صرف نیازهای جاری در حوزه تغذیه‌ای فرزندان خود کنند، در حالی که برای نیازهای آموزشی و تربیتی عملا قدرتی باقی نمی‌ماند؛ در چنین شرایطی این مسائل در نهایت باعث متضرر شدن جامعه در آینده خواهد شد.

وی با بیان اینکه ناهنجاری‌های موجود محصول نابسامانی‌های اقتصاد در سه دهه بعد از جنگ است، گفت: این شرایط مافیاهای قدرت و ثروتی را ایجاد کرده است که همان‌ها هم امروز برندگان این اقتصاد پرهرج و مرج هستند و متاسفانه بعضا در حوزه تصمیم‌گیری‌های اساسی در کشور هم قرار دارند.

تغییرات در بانک مرکزی هم نمی‌تواند چاره‌ساز باشد

راغفر با بیان اینکه باید یک تغییر اساسی در این ساختار تصمیم گیری اتفاق بیفتد، به تغییرات صورت گرفته در بانک مرکزی هم اشاره و اظهار کرد: دولت امروز در کنترل یک حزب خاص است و اینها برندگان اصلی اقتصاد کشور در سه دهه گذشته بوده‌اند. تغییرات در بانک مرکزی هم نمی‌تواند هیچ اصلاحی ایجاد کند، چرا که ما باید تغییر در جهت‌گیری‌ها را به نحوی که صدای طبقات پایین و متوسط جامعه هم شنیده شود، داشته باشیم؛ چرا که کسی از منافع آنها حمایت نمی‌کند؛ مگر اینکه به صورت انفجارهای اجتماعی بخواهند واکنشی نشان دهند که آن هم پرهزینه خواهد بود.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه شرایط فعلی نتیجه استمرار اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری در کشور بوده است، به طرح بسته‌های حمایتی و امنیت غذایی هم اشاره کرد و گفت: اینکه بسته‌های حمایتی را بخواهیم برای افراد ضعیف جامعه داشته باشیم طرح بدی نیست اما مساله مهمتر اشتغال است که باید برای آن هم بسته‌های فرصت‌ شغلی طراحی شود، در حالی که تنها چیزی که در بسته‌های موجود وجود ندارد همین بحث اشتغال است.

بسته‌های اشتغال طراحی شود

وی همچنین با بیان اینکه امروز گروه‌هایی از جامعه با فقر کمرشکن مواجه هستند، تاکید کرد: باید به این افراد کمک‌هایی شود؛ هر چند که این راهکار اساسی نیست و باید بسته‌های سیاستی که متضمن ایجاد شغل هستند - به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی که می‌تواند فرصت‌های شغلی عمده را فراهم کند - طراحی شود؛ امری که البته باید توسط بخش صنعتی و تولیدی خصوصی و نه دولتی صورت گیرد.

این اقتصاددان در پایان گفت: جهت سیاستی سیاستگذاری‌های آینده باید به سمت تقویت بنگاه‌های کوچک و متوسط باشد، چرا که بنگاه‌های بزرگ رانتی وابسته به منابع انرژی به اندازه کافی از انرژی‌های ارزان و رانت‌های منابع طبیعی و سرمایه‌ای که از طریق زد و بند و نفوذ به دست می‌آیند بهره‌مند هستند.

خط و نشان جهانی برای بورس

ایران؛ قصه ذهن یک بازنده همیشه سربلند

ایران؛ قصه ذهن یک بازنده همیشه سربلند

علیرضا مجمع

آی اسپورت - قصه ایران در روسیه برای ما قصه عجیبی شد. یعنی این قصه به‌راحتی می‌توانست حتی احتمالا از قصه ژاپن در جام‌جهانی هم هپی‌اندتر باشد، اما نشد که بشود. قبل از جام‌جهانی از حدود یک ماه قبلش، زمزمه‌ها شروع شد که به تیم روحیه بدهید. انرژی مثبت بدهید و انتقاد نکنید. ما هم گوش کردیم. این حرف‌ها هم بیشتر از زمانی شروع شد که سید‌جلال و وریا از تیم‌ملی خط خوردند. خط خوردن بی‌دلیل و کاملا سلیقه‌‌ای که شاید هر کس که خیلی هم از مناسبات فوتبالی سر درنیاورد متوجه شود این خط خوردن ربطی به فوتبال نداشت. گفتند این سلیقه مربی است. ما هم قبول کردیم. تا رسیدیم به روز دوم بازی‌های جام‌جهانی.

مراکش برای ما شد دروازه بهشت. مادرمرده‌ها 90دقیقه کوبیدند، سر آخر خودشان یک گل به خودشان زدند و ما بردیم. همان جا بود که «جونم کی‌روش» اختراع شد. کسی هم نگفت این شکل فوتبال ما را به بهشت نمی‌برد. چون یک هیچ مغربی‌ها را برده بودیم، پس دیگر باید خودمان را صعود کرده فرض می‌کردیم. رسیدیم به ماتادورها. با همان روش و اتوبوس. کارشناسان گفتند ما چاره‌ای نداریم جز همین شکل بازی. نگفتند مگر جلوی یوگسلاوی در 1998 که با همین نتیجه آمدیم بیرون این شکلی بازی کردیم؟ می‌گویید یوگسلاوی، این اسپانیا نبود؟ عرض می‌کنم چرا، بود. سینیشا میهائیلوویچ و پردراگ میاتوویچ می‌ارزیدند به 10تا دیه‌گو کاستای وحشی. بعد از گل کاستا راه افتادیم و یادمان افتاد درست است فوتبال بازی ساده‌ای است که 22نفر 90دقیقه دنبال یک توپ می‌دوند و در انتها آلمان‌ها برنده می‌شوند، اما ما هم می‌توانیم جلوی اسپانیای تضعیف‌شده موقعیت بسازیم. البته اگر یک مهدی طارمی را نداشته باشیم، شاید گل هم بتوانیم بزنیم. جان کلام را اینفانتینو رو به مهدی مهدوی کیا گفت: «شما که می‌توانید به این خوبی فوتبال بازی کنید، چرا آن‌قدر ترکیبتان را دفاعی می‌چینید؟!» و مهدی خط و نشان جهانی برای بورس حرفی برای گفتن نداشت به رئیس فیفا. انگار معلمی از شاگردش سوالی بپرسد و او نتواند جوابش را بدهد. پرتغال را دیگر باید می‌بردیم تا برای اولین‌بار از گروه برویم بالا. نمی‌توانستیم؟ من به شما می‌گویم می‌توانستیم. می‌توانستیم اگر تفکر بازنده سربلند را نداشتیم. می‌توانستیم اگر ذهن بازنده‌ای را نداشتیم که چیزی از ارزش‌هایش کم نمی‌شود. کواریشما اما نگذاشت یک نیمه خوش باشیم. نیمه دوم هم به وی ای آر و پنالتی گرفتن بیرو از کریس گذشت تا رسیدیم به دقیقه90و پنالتی‌ای که یک در هزار پنالتی نبود. اما به قول کارشناسان(!) دست داور درد نکند که حق را ناحق کرد به‌نفع ما. کلا هر چیزی که به‌نفع ماست خوب است. حق را ناحق کردن و فوتبال اتوبوسی و بقیه ماجراها. این بار هم اگر مهدی طارمی را نداشتیم احتمالا در همان ثانیه آخر به جای پرتغال می‌رفتیم بالا. اما بازنده سربلند بودنمان نگذاشت شماره17 ما همان کاری را نکند که بارها در پرسپولیس انجام داده بود. ما عوض بازی با روسیه، برگشتیم به خانه در میان استقبال پرشور مردم برای بردن با یک گل به خودی حریف و زدن یک پنالتی و حذف در مرحله گروهی.

قصه کی‌روش، قصه بازنده سربلند است. قصه مردی که تیمش تا سرحد جان مبارزه می‌کند و در آخر می‌بازد. قصه نداشتن ذهن آماده برای برنده بودن. از 2008 و تیم‌ملی پرتغال ردش را بگیرید که در یک چهارم (یک مرحله بعد از گروهی) از آلمان باخت و حذف شد، تا 2010 که با پرتغال در یک هشتم باز از اسپانیا باخت و حذف شد، در 2014 و 2018 هم که با ما بود، دیدید چطور حذف شد. یک بازنده سربلند همیشگی. برخلاف آن حرفش که در مصاحبه با برنامه عادل گفت که اساسا عادت به باخت ندارد، اتفاقا کاملا برعکس است. کارلوس همیشه عادت دارد تعریف بشنود، نه برای بردش، برای خوب و منسجم و هماهنگ بازی کردنش. تیم او منسجم و هماهنگ بازی می‌کند و همیشه نتیجه نمی‌گیرد. همیشه دستش خالی است. این هم یک جورش است.

در کل کل بین او و برانکو، وقتی برانکو گفت اگر کی‌روش 40روزه رونالدو تحویل می‌دهد من بازیکنانم را به او می‌دهم، به طعنه جواب داده بود: «رونالدو که نه، اما قول می‌دهم 40روزه مودریچ تحویل بدهم.» حالا رونالدو در یک هشتم حذف شده و مودریچ شده بهترین بازیکن جام‌جهانی. آقای کی‌روش منتظر عمل کردن به وعده‌تان می‌مانیم؛ بسم‌الله!

بررسی دلایل درجا زدن «وپاسار» پس از بازگشایی/ تعلل مدیران بانک پاسارگاد چگونه به زیان سهامداران تمام شد؟

دو هفته پیش نماد معاملاتی سهام بانک پاسارگاد، پس از ۲۵ ماه توقف و دوری از تابلوی معاملات، در بورس تهران بازگشایی شد. حالا ۱۰ روز کاری از بازگشت نماد «وپاسار» به تابلوی معاملات می‌گذرد. برخی فعالان بازار سهام انتظار بازگشایی شکوهمندی از بانک پاسارگاد داشتند، اما در عمل آنچه اتفاق افتاد رشد تنها سی و چند درصدی قیمت سهام این بانک پس از دو سال غیبت بود.

سوال اینجاست که چرا در حالی که شاخص بورس تهران در دو سال گذشته رشد بیش از 100درصدی را تجربه کرده است و نمادهای بانکی تنها در 9ماه گذشته بعضا تا 200درصد رشد قیمتی داشته‌اند، سهام بانک پاسارگاد پس از دو سال تنها با 30 درصد افزایش قیمت مواجه می‌شود؟

نماد معاملاتی بانک پاسارگاد، سه‌شنبه 11 دی ماه، پس از 25 ماه توقف سرانجام به تابلوی معاملات بورس تهران بازگشت. با وجود آنکه نماد «وپاسار» در زمانی بازگشایی شد که بیشترین توجهات به نمادهای بانکی حاضر در بورس و فرابورس معطوف شده بود، تنها 32درصد بالاتر از قیمت آخرین معامله در تاریخ یکم آذر ماه 1395، قیمت خورد. این بازگشایی ضعیف برای بسیاری از فعالان بازار سهام دور از انتظار به نظر می‌رسید. اما بررسی دقیق‌تر صورت‌های مالی بانک پاسارگاد و همچنین ابهاماتی که همچنان بر فعالیت این خط و نشان جهانی برای بورس بانک سایه گسترانده نشان می‌دهد خرید سهام بانک پاسارگاد تنها به این دلیل که در زمینه بازدهی از بازار عقب مانده است چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

تنبل‌ترین شاگرد کلاس بانک‌‎ها

نظام بانکی کشور از سال 1393 با بحرانی جدی مواجه شد که خود نتیجه سال‌ها رهاشدگی در بازار پول بود. عوامل زیادی در شکل‌گیری این بحران عنوان می‌شوند که از این عوامل می‌توان به بنگاه‌داری بانک‌ها، بدحسابی و فساد در حوزه تسهیلات، بلاتکلیفی بدهی دولت به بانک‌ها از محل وجه التزام، رشد قارچ‌گونه بانک‌های خصوصی و شکل‌گیری رقابت منفی، شکل‌گیری موسسات پولی و اعتباری غیرمجاز و در نهایت سکوت نهادهای نظارتی اشاره کرد. در همان سال بود که برای اولین بار در محافل اقتصادی از سود موهوم و کاغذی بانک‌ها سخن رفت. رفته‌رفته صحبت از بحران نظام بانکی در میان عوام دهان به دهان می‌چرخید و روشن بود که آن وضع نمی‌تواند ادامه پیدا کند.

لازم بود که درباره موضوع پیچیده بانک‌ها و ساختار بازار پول تصمیمی گرفته شود. بدون آنکه قضاوتی درباره کارایی تصمیمات اتخاذ شده برای جلوگیری از تبعات فاجعه‌بار بحران بانکی کنیم، سیر اتفاقات به گونه‌ای رقم خورد که منجر به ایجاد ابهامات جدی در عملکرد بانک‌ها (به ویژه بانک‌های بورسی) شد. این اتفاقات منجر به توقف نمادهای بانکی در بورس، تأخیر در برگزاری مجامع و ظهور بندهای حسابرسی تازه‌ای در صورت‌های مالی بانک‌ها شد. تلاش برای تغییر استانداردهای حسابداری بانکی و تطبیق آن با IFRS، صورت‌های مالی بانک‌ها را کاملا دگرگون کرد.

بانک‌ها مجبور شدند ذخایری جدید در حساب‌های خود در نظر بگیرند و عملا زیان‌های قابل توجهی شناسایی کنند. تعدادی از بانک‌های مهم کشور وارد شمول ماده 141 قانون تجارت شدند و همچنان مشخص نیست آیا ذخایری که در حساب‌ها لحاظ کرده‌اند کافی است یا قرار است در سال‌های آینده هم ادامه‌دار شود.

با وجود تمام این مسائل، عمده بانک‌های بورسی با اصلاح صورت‌های مالی خود تلاش کردند برای برگزاری مجامع خود نظر موافق بانک مرکزی را جلب کنند. پس از آن اگرچه صورت‌های مالی بانک‌ها کاملا دگرگون شد، اما دست‌کم سهام اغلب بانک‌ها دوباره قابل معامله شد. در این میان اما سهام بانک پاسارگاد به عنوان تنبل‌ترین شاگرد کلاس بانک‌ها برای مدت 25 ماه قابل معامله نبود و سرانجام در هفته گذشته به تابلوی معاملات برگشت.

غیبت «وپاسار» در آتش‌بازی بانک‌ها

در مدتی که نماد بانک پاسارگاد متوقف بود، بورس تهران فراز و نشیب‌های قابل توجهی را از سر گذارند. در مهمترین مقطع این برهه (از ابتدای سال جاری تا کنون) سهام برخی بانک‌ها تا 200درصد رشد قیمتی را تجربه کرد. با جهش نرخ ارز، این انتظار در بازار سهام شکل گرفت که بانک‌ها به زودی می‌توانند سود قابل توجهی از محل خالص دارایی‌های ارزی خود شناسایی کنند. هرچند شناسایی این سود به مفهوم قابل تقسیم‌بودن آن بین سهامداران نیست و احتمالا باعث ورود حتی یک ریال نقدینگی به بانک‌ها نمی‌شود، اما فعالان بازار سهام تمایل داشتند به هر قیمتی شده در سودی که «کی داده و کی گرفته؟!» شریک باشند. همین موضوع سبب شکل‌گیری تقاضای سنگین برای خرید سهام بانک‌ها شد. «وپاسار» اما پاسوز تعلل مدیران در تعیین تکلیف صورت‌های مالی سال 95 و 96، متوقف بود. جدول زیر بازدهی سهام بانک‌های مهم را از ابتدای سال جاری تا قیمت فعلی و بالاترین قیمت امسال نشان می‌دهد.

وضعیت بازدهی سهام بانک ها

مثلث فشار در سمت عرضه سهام بانک

همانطور که در جدول فوق نمایش داده شده، سهام بانک پاسارگاد، ضعیف‌ترین بازدهی را نسبت به بازدهی سهام سایر بانک‌های بورسی و فرابورسی از ابتدای سال داشته خط و نشان جهانی برای بورس است. به نظر می‌رسد در شرایط فعلی سه اهرم مهم باعث ایجاد فشار فروش در نماد بانک پاسارگاد شده‌ و سهامداران مغبون بانک پاسارگاد را روز به روز از بازدهی بازارها عقب می‌اندازد.

الف) توقف طولانی: مهم‌ترین عامل فشار فروش این روزها در نماد بانک پاسارگاد، توقف طولانی مدتی است که بر سر این نماد گذشته. طبیعی است سهامدارانی که دو سال آزگار از امکان فروش دارایی خود محروم بوده‌اند، به محض آنکه فرصتی برایشان ایجاد شود، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند. این موضوع در سایر توقف‌های طولانی مدت بازار سهام نیز تجربه شده بود. بازگشایی برخی نمادهای بزرگ بانکی در سال‌های 95 و 96 و بازگشایی تاریخی نمادهای پالایشی در اسفند 93 نیز باعث ایجاد فشار فروش سنگینی در بازار سهام شدند. تجربه نشان داده که هر چه مدت توقف یک نماد بیشتر باشد، فشار فروش در تاریخ بازگشایی بیشتر خواهد بود.

فشار فروشی که در مدت 2سال باید در بازار جذب می‌شد، تنها در مدت 3 روز کاری به بازار سهام تحمیل شد. مقصر اصلی این هیجان و رقابت منفی، مدیرانی هستند که بدون توجه به منافع سهامداران (به ویژه سهامداران خرد) روند اصلاح حساب‌ها و صورت‌های مالی شرکت را به تعویق انداختند. از معجزات اقتصاد ایران، ماندگاری این مدیران در سطوح عالی مدیریتی و چه بسا تقدیر از آنان است. چنانچه عقلانیت سیاسی سرلوحه تصمیم‌گیری در اقتصاد ایران نبود، چنین مدیرانی نه تنها عزل می‌شدند بلکه احتمالا از تصدی سمت‌های مشابه هم منع می‌شدند.

ب) رکود بازار سهام: نکته دیگری که باعث درجا زدن و عدم جذب عرضه‌های سنگین در بازار سهام شد، رکودی است که از اواسط مهرماه سال جاری نه تنها بر بازار سهام، بلکه بر کل اقتصاد ایران سایه افکنده است. احتمالا اگر مقدمات بازگشایی نماد بانک پاسارگاد در اواسط بهار امسال ایجاد می‌شد، قیمت سهام بانک پاسارگاد در این محدوده نازل قرار نمی‌گرفت. آمارهای معاملاتی نشان می‌دهند تنها در چهار روز کاری پس از بازگشایی «وپاسار»، تقریبا 7درصد سهام بانک دست به دست شد.

مجموع ارزش این معاملات تقریبا 500 میلیارد تومان بود. این در حالی بود که میانگین ارزش معاملات روزانه سهام و حق تقدم در کل نمادهای عادی بورسی و فرابورسی در آن برهه، فراتر از 600 میلیارد تومان نبود. در برهه اولین روزهای کاری پس از بازگشایی نماد بانک پاسارگاد، بخش عمده معاملات کل بازار به نماد «وپاسار» اختصاص می‌یافت. به عبارت دقیق‌تر بازگشایی نماد بانک پاسارگاد نه تنها با فشار سنگین عرضه از طرف دارندگان سهام مواجه شد، بلکه شوکی مضاعف به بدنه بازار سهام ایجاد کرد که این شوک برای چند روز معاملات بازار سهام را مختل کرد. از این رو تعلل مدیران بانک پاسارگاد نه تنها سهامداران بانک، بلکه کل فعالان بازار سهام را متضرر کرد.

ج) حقوقی‌های بی‌رحم: به طور معمول پس از توقف‌های مطول، لازم است میان سهامداران حقوقی (به ویژه سهامداران عمده) هماهنگی‌های لازم برای حمایت از بازار و جلوگیری از ایجاد هیجان و بحران صورت بگیرد. این در حالی است که در روز بازگشایی سهام بانک پاسارگاد، نه تنها اشخاص حقوقی، بلکه سهامداران درصدی بانک پاسارگاد اقدام به عرضه‌های سنگین سهام کردند. در روز بازگشایی نماد، 90درصد سهام عرضه شده را اشخاص حقیقی خریداری کردند. این در حالی بود که در سه روز ابتدایی پس از بازگشایی، سه شخص حقوقی از سهامداران درصدی بانک پاسارگاد، تقریبا 600 میلیون سهم (به ارزش تقریبا 70 میلیارد تومان) از سهام بانک را در نماد عادی و به صورت خرد عرضه کردند. این عرضه‌های سنگین پتانسیل رشد قیمت سهام بانک را در نطفه خفه کرد. در این باره گفتنی است که بانک پاسارگاد از لحاظ ساختار و ترکیب سهامداران دچار مشکل جدی است و شرکت‌های زیرمجموعه بانک پاسارگاد به طور ضربدری مالک بانک پاسارگاد هستند. (در گزارش‌های بعدی به طور مبسوط به این موضوع اشاره خواهد شد) با این وجود مدیران بانک نتوانستند (یا نخواستند) هماهنگی‌های لازم را برای کنترل عرضه‌ها و کاهش هیجان فروش سهام انجام دهند و منافع سهامداران اقلیت به کلی به فراموشی سپرده شد. اگر حرمت امام‌زاده را متولی آن پاس ندارد. .

ابهاماتی که هنوز پابرجاست

اگرچه در نهایت این عرضه و تقاضاست که قیمت سهام یک شرکت را شکل می‌دهد و توقف طولانی نماد بانک پاسارگاد باعث اختلالی جدی در عرضه و تقاضای سهام بانک شد، اما به نظر می‌رسد این تنها مشکل بانک پاسارگاد نیست.

با وجود تجربه منفی از تعلل مدیران بانک پاسارگاد باید توجه داشت که نماد این بانک هنوز در آستانه تعلیق قرار دارد. به عبارت دقیق‌تر، نماد این بانک همچنان تحت احتیاط و مشمول فرآیند تعلیق است. مدیران بانک پاسارگاد اگرچه عمده اطلاعات لازم برای بازگشایی نماد بانک را ارائه داده‌اند، اما هنوز صورت‌های مالی 6ماهه تلفیقی و حسابرسی شده و همچنین گزارش تفسیری مدیریتی 6 ماهه را ارائه نداده‌اند. این در حالی است که بانک پاسارگاد موظف بود تا پایان آبان ماه سال جاری اطلاعات مذکور را افشا کند.

گذشته از این‌ها، بندهای حسابرس و بازرس قانونی این بانک حکایت از کسری بیش از هزار و 800 میلیارد تومان در ذخایر این بانک دارد. مدیران این بانک موارد مندرج در نامه بانک مرکزی درخصوص مجوز برگزاری مجمع عمومی عادی سالیانه سال مالی 96، از جمله ضرورت اعمال ثبت‌های اصلاحی لازم به مبلغ هزار و 200 میلیارد تومان بابت کسری ذخایر مطالبات مشکوک الوصول سال 1396 و همچنین مبلغ 626میلیارد تومان برگشت درآمد شناسایی شده مرتبط با تسهیلات اعطایی را رعایت نکرده‌اند. در عوض مدیران این بانک با انتشار نامه‌ای اخذ این ذخایر و اعمال اصلاحات تذکر داده شده توسط بانک مرکزی را لازم نمی‌دانند.

در واقع مدیران بانک پاسارگاد همچنان بر همان مواضعی که باعث توقف 25ماهه نماد بانک شده بود، پافشاری می‌کنند. این در حالی است که تجربه نشان داده در آخر این بانک‌ها هستند که راهی جز تمکین برابر تصمیمات بانک مرکزی و سایر نهادهای نظارتی ندارند.

۵ الگوی قیمتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

شناخت الگوهای قیمتی یکی از اولین مفاهیمی است، که معامله گران فنی از همان ابتدای شروع به کار در بازار سهام با آن مأنوس می‌شوند.الگوهای نموداری، بخش مهمی از تحلیل تکنیکال کلاسیک هستند و معامله‌گرانی که با استفاده از نمودار به خرید و فروش سهام می‌پردازند، باید با این الگوها آشنایی داشته باشند.یکی از بارزترین ویژگی‌های ابزار تحلیل تکنیکال، قابلیت تکرارپذیری آن‌هاست، به گونه‌ای که به راحتی می‌توان در هر نمودار و هر تایم فریم، آن‌ها را مشاهده نمود. الگوهای قیمتی می‌توانند به عنوان سیگنالی برای ورود، ابزار تایید و یا به منظور پیش‌بینی جهت و میزان تحرکات قیمتی بازار، مورد استفاده قرار گیرند. در این مقاله بر اساس محبوبیت و میزان کارایی، ۵ مورد از قدرتمندترین الگوهای نموداری را با ذکر جزئیات مهم توضیح خواهیم داد.این الگوها به ترتیب عبارت‌اند از:

سر و شانه، مستطیل، کف و سقف دوقلو، کف و سقف سه‌قلو و پرچم.تشخیص این الگوها در نمودار، کمک می‌کند تا بازار را بهتر درک کرده و نسبت به حرکات قیمت در آینده، ذهنیت داشته باشیم. به ‌طور کلی الگوهای قیمتی به دودسته ادامه‌دهنده و بازگشتی تقسیم می‌شوند که الگوهای سر و شانه، سقف و کف دوقلو و سه‌قلو جزء بازگشتی‌ها و پرچم و مستطیل در دسته الگوهای ادامه‌دهنده قرار می‌گیرند. طبق بررسی‌های انجام‌شده از بین موارد مذکور، الگوی سر و شانه از منظر بسیاری از معامله گران، پرکاربردترین الگوی نموداری است. شناخت صحیح و درک عمیق این الگوها، منجر به این می‌شود که در معامله‌گری به دید وسیع‌تری دست‌یابید، که همین توانایی می‌تواند مسبب رشد سرمایه و موفقیت در بلندمدت باشد.

نکات عمومی مربوط به الگوهای قیمتی

  • حین تشکیل یک الگوی نموداری، تغییر حجم معاملات یک ابزار کمکی برای تایید صحت و قدرت الگو است.
  • هرکدام از الگوهای قیمتی بر اساس ماهیتشان، یک هدف نموداری از پیش‌تعیین ‌شده دارند. میزان‌تحقق این انتظارات، کاملاً به روند بازار بستگی دارد.
  • هر چه شکل‌گیری یک الگو مدت‌زمان بیشتری طول بکشد، انتظار می‌رود که حرکات قیمتی بزرگتری در پیش باشد.
  • بسیاری از الگوهای نموداری ازلحاظ جزئیات شباهت زیادی به یکدیگر دارند. از این‌رو به منظور تمیز دادن آن‌ها از یکدیگر، باید به عواملی نظیر شکست‌های قیمتی، تغییر حجم معاملات و…، دقت کنیم.
  • یکی از بهترین روش‌های تشخیص شکست، افزایش حجم معاملات حین خروج قیمت از نواحی حمایت یا مقاومت است. هنگام استفاده از الگوهای قیمتی، همواره این نکته را در نظر داشته باشید.
  • برخی صاحب‌نظران معتقدند به منظور اینکه الگوهای نموداری از قدرت بیشتری برخوردار باشند، باید در طول تشکیل الگو، حجم معاملات در نقاط کف و سقف به ترتیب از سمت چپ به راست نمودار کاهش‌یافته و در نقطه شکست، شاهد افزایش حجم معاملات باشیم.

۱- الگوی سر و شانه

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

تقریباً می‌توان گفت محبوب‌ترین و معتبرترین الگوی نموداری بازگشتی در تحلیل تکنیکال است، که کارایی آن به مرور زمان و در شرایط مختلفی اثبات‌شده است. تشکیل این الگو می‌تواند موجب وقوع یک نقطه عطف خیلی مهم یا یک اصلاح قیمت کوتاه‌مدت و معمولی باشد. بر اساس نمودار، الگوی سر و شانه کلاسیک یک سیگنال نزولی و سر و شانه معکوس نشانه‌ای از احتمال وقوع روند صعودی است. به لحاظ هندسی، الگوی سر و شانه کلاسیک از شکل‌گیری سه قله به ‌صورت متوالی تشکیل می‌شود که، دومین قله (سر) نسبت به سایرین (شانه‌ها) بلندتر بوده و درنهایت طرحی شبیه به سر و شانه‌های انسان در نمودار به وجود می‌آید. درصورتی که چنین آرایشی به وسیله دره‌ها شکل بگیرد، الگوی سر و شانه معکوس خواهیم داشت. این الگو معمولاً پس از یک‌روند قوی رخ می‌دهد و برحسب شرایط بازار، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تمایلات جمعی و پتانسیل یک بازگشت قیمتی قریب‌الوقوع باشد.

تحلیل دقیق جریان عرضه و تقاضای حاکم بر روند شکل‌گیری الگوی سر و شانه در حالت کلاسیک نشان‌دهنده این است که در ابتدا خریداران بر بازار تسلط داشته و قیمت را تا سطح مشخصی افزایش داده‌اند، سپس تعدادی از فروشندگان باعرضه سهام خود موجب کاهش قیمت‌ها شده و اولین قله در نمودار تشکیل می‌شود. در ادامه با توجه به اینکه هنوز خریداران امید به صعود قیمت دارند، با افزایش حجم سفارشات خرید و عقب‌نشینی فروشندگان، بازار دوباره شروع به رشد خواهد نمود. این بار به دلیل تقویت انتظارات مثبت در میان معامله گران و با استناد به اتمام اصلاح قیمتی و آغاز موج جدید صعودی، جریان ورودی پول تقویت‌شده و سطح مقاومتی پیش رو (قله قبلی) نیز درهم شکسته و قیمت نقطه بالای جدیدی در نمودار ثبت می‌کند. سپس با توجه به صعود قیمت‌ها، برخی خریداران قبلی به منظور محافظت از سود، اقدام به فروش نموده و در همین حین با اضافه شدن سایر فروشندگان، قیمت کاهش‌یافته و به سطح حمایتی (قله یا مقاومت قبلی که بر اساس قانون تبدیل سطوح تبدیل به حمایت‌شده) پیش روی خود می‌رسد که با افزایش فشار فروش این سطح نیز شکسته شده و درنهایت با شکل‌گیری یک موج سنگین نزولی قیمت تا حوالی دره اول سقوط می‌کند. در این مرحله دوباره تعدادی از خریداران سمج با سفارشات خرید خود موجب صعود قیمت‌ها می‌شوند، با این تفاوت که این‌روند صعودی دوامی نداشته و پس از صعود تا حدود قله اول، فروشندگان برای سومین باربر بازار مسلط شده و با فروش‌های خود موجب شکل‌گیری یک‌روند نزولی قوی می‌شوند. کاهش قیمت حتی با رسیدن به خط روند حمایتی ناشی از اتصال دودره قبلی که خط گردن نامیده می‌شود نیز متوقف نشده و پس از شکست این سطح با حجم معاملات سنگین، روند نزولی قوی آغاز می‌شود. ازلحاظ روانشناسی این الگو بیانگر سه بار تلاش نافرجام خریداران در راستای ادامه روند صعودی است که، درنهایت با شکست رو به پایین خط گردن الگو، سیگنال قوی نزولی نمایان می‌شود. هدف قیمتی این الگو، حداقل به اندازه فاصله قله دوم تا خط گردن است. الگوی سر و شانه معکوس، دقیقاً یک تصویر آیینه‌ای از حالت کلاسیک است، که بر اساس نحوه شکل‌گیری دره‌ها قابل‌تشخیص می‌باشد. تفاوت در این است که برخلاف حالت کلاسیک، تشکیل این الگو تداعی‌کننده یک سیگنال صعودی است.

۲- الگوی سقف و کف دوقلو

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

یکی از پرتکرارترین الگوهای بازگشتی نموداری است. به همین جهت باید در مواقع خاص یا به همراه سایر ابزارهای تحلیلی استفاده شود، تا خطاهای احتمالی آن تا حد زیادی کاهش یابد. بهترین عملکرد این الگو، پس از حرکات شدید و طولانی‌مدت قیمت است. سقف دوقلو یک سیگنال نزولی و الگوی کف دوقلو نشانه‌ای از احتمال صعود بازار است. ازلحاظ نموداری این الگو نشان‌دهنده دو بار تلاش نافرجام قیمت برای ادامه حرکت اصلی است، که درنهایت با تشکیل آن انتظار می‌رود روند غالب تغییریافته و بازار در جهت دیگری به مسیر خود ادامه دهد. الگوی کف دوقلو ازلحاظ تئوریک نشان‌دهنده این است که، پس از یک‌روند قوی نزولی سرانجام خریداران با غلبه بر فروشندگان توانسته‌اند، روند بازار را به صعودی تغییر دهند. اولین فاز افزایشی پس از یک‌روند نزولی قوی رخ می‌دهد، که درنهایت با تسلط دوباره فروشندگان، بازار افت می‌کند. نتیجه این فعل و انفعالات تشکیل اولین دره و قله است. با نزدیک شدن به سطح حمایتی ناشی از تشکیل دره اول، دوباره خریداران دست به کار شده و قیمت تا محدوده سقف قبلی افزایش می‌یابد. در این مرحله با توجه به تشکیل دودره پیاپی و درنتیجه آن، وجود یک سطح حمایتی قوی، حجم معاملات به طرز قابل‌توجهی افزایش‌یافته و با شکست ناحیه مقاومتی قله اول، تغییر روند و سیگنال صعودی تایید می‌شود. در سقف دوقلو، دقیقاً شرایط تشکیل الگو بالعکس حالت مذکور بوده و خاصیت آن کاهش قیمت‌هاست. حداقل هدف تکنیکالی این الگوی نموداری در هر دو نوع سقف و کف، به اندازه فاصله بین قله و دره‌ها از نقطه شکست است.

۳- الگوی سقف و کف سه‌قلو

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

درصورتی که الگوی دوقلو در شکست سطوح قیمتی ناتوان باشد و فعل و انفعلات میان خریداران و فروشندگان دوباره به همان صورت تکرار شوند، الگوی نموداری مشاهده‌شده را کف و سقف سه‌قلو می‌نامند. معمولاً تشکیل این الگو در نمودار، نشانه بالقوه‌ای از احتمال تغییر روند بازار است. ازآنجا که این الگو در ابتدا کف و سقف دوقلو بوده است، پس ازلحاظ روانشناسی و خواص تکنیکالی شباهت بسیاری به آن داشته و الگوی بازگشتی محسوب می‌شود. فلسفه روانی این الگو، گویای سه بار تلاش ناموفق گروهی از معامله گران در راستای ادامه روند غالب بازار است. ازآنجا که تشکیل الگوی سه‌قلو زمان بیشتری طول می‌کشد، به همین دلیل می‌توان استنباط نمود که، سیگنال قدرتمندتری صادر کرده و درنتیجه قیمت در جهت شکست الگو، حرکت بیشتری داشته باشد. به‌طور مثال در الگوی کف سه‌قلو، پس از اینکه فروشندگان ناتوانی قیمت در شکست قله اول را مشاهده کنند، به این نتیجه می‌رسند که توان صعودی بازار کاملاً تخلیه‌شده و باید منتظر ادامه روند نزولی باشند. اما در ادامه و با رسیدن به سطح حمایتی، دوباره خریداران با ورود پول هوشمند به بازار موجب افزایش قیمت‌ها می‌شوند و اما این بار در آستانه مقاومت سخت ناشی از قله‌ها، با ورود خریداران جدید و افزایش قابل‌ملاحظه حجم معاملات در نقطه شکست، الگو تایید و روند جدیدی در نمودار شکل می‌گیرد. بارزترین نکته هنگام شکست نواحی نموداری این است که، بسیاری از فروشندگان با مشاهده حجم معاملات هنگام عبور از سطوح و زمان طولانی شکل‌گیری الگو، در صف خریداران قرار می‌گیرند. همانند الگوی قبل، پس از شکست انتظار می‌رود که، حداقل به اندازه فاصله کف و سقف الگو در نمودار، نوسان قیمتی داشته باشیم.

۴- الگوی پرچم

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

اولین نوع از الگوهای ادامه‌دهنده که به معرفی آن‌ها می‌پردازیم، الگوی پرچم است. این الگو اغلب در مواقع اصلاحی پس از شکل‌گیری یک‌روند قوی در بازار به وقوع می‌پیوندد. تشکیل الگوی پرچم پس از یک‌روند پرقدرت، اصطلاحاً موجب استراحت و تجدیدقوای بازار به منظور ادامه روند اصلی می‌شود. با توجه به ماهیت نموداری الگوی پرچم باید توجه داشت، فقط در مواقعی که روند مشخص و قابل‌اطمینانی داشته باشیم، می‌توان به آن استناد کرد و استفاده از این الگو در بازارهای خنثی و بدون روند به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود. بر اساس شکل نموداری، الگوی پرچم یک حرکت شارپ صعودی یا نزولی است که توسط یک سری حرکات اصلاحی کوچک به‌صورت کانال‌های افقی، مورب و یا کنج، متوقف‌شده و پس از مدت کوتاهی، بازار دوباره به روند اصلی خود ادامه می‌دهد. هر چه فاز اصلاحی مدت‌زمان بیشتری طول کشیده و به سمت کنج سوق پیدا کند، انتظار می‌رود پس از شکست، حرکات قیمتی بزرگتری داشته باشیم. برعکس الگوهای بازگشتی، تشکیل پرچم صعودی، یک نشانه از افزایش دوباره قیمت و تشکیل پرچم نزولی از ادامه روند نزولی خبر می‌دهد. پس از شکست و تایید آن به وسیله حجم سنگین معاملات، انتظار داریم بازار حداقل به اندازه پایه پرچم، یعنی ابتدای شروع حرکت تا اولین قله یا دره تشکیل‌شده، تحرک قیمتی داشته باشد.

۵- الگوی مستطیل

قدرتمندترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل را می‌توان نوعی پرچم دانست. اما باید میان آن‌ها تمایز قائل شویم، زیرا ازلحاظ کارایی تفاوت بسیاری دارند. به‌طور کلی این الگو نیز از نوع ادامه‌دهنده روند بوده و حرکتی خنثی مابین تحرکات اصلی یک‌روند پرقدرت محسوب می‌شود. زمانی که روند مشخصی قابل‌ملاحظه باشد، در صورت مشاهده الگوی مستطیل در نمودار، می‌توان بر مبنای آن تصمیم‌گیری نمود. ولی همانند الگوی پرچم در سایر مواقع که جهت بازار واضح نیست، کاربردی ندارد. از طرفی مستطیل به الگوهای سقف و کف چند قلو شباهت بسیاری دارد. زیرا در تمامی این اشکال نموداری، قیمت پس از حرکت در جهتی مشخص، برای مدتی در محدوده کوچکی بین حمایت و مقاومت‌های افقی نوسان می‌کند. تشخیص دقیق این الگوها به وسیله جهت و شرایط شکست قیمت امکان‌پذیر است. محدوده نوسانی، محل تقابل خریداران و فروشندگان است که نتیجه آن، مسیر آتی بازار را مشخص می‌کند. همانند الگوی پرچم، شکست سقف مستطیل پس از یک‌روند صعودی یک سیگنال افزایشی بوده و شکست کف الگو نشانه ادامه روند نزولی است.حداقل هدف قیمتی این الگو، ارتفاع مستطیل یعنی فاصله بین سقف و کف‌های محدوده نوسانات است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.